آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ مهر ۱۴۰۴

      Not Often

      معنی not often

      adverb

      به‌ندرت، کمتر اوقات

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن
      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج not often

      معنی not often به فارسی چی می‌شه؟

      عبارت not often در زبان فارسی به «به‌ندرت» یا «کمتر اوقات» ترجمه می‌شود.

      این عبارت زمانی استفاده می‌شود که بخواهیم بیان کنیم یک رویداد، رفتار یا وضعیت به طور مکرر رخ نمی‌دهد و فراوانی آن کم است. به عبارت دیگر، not often نشان‌دهنده‌ی اتفاقات یا شرایطی است که بیشتر استثنا هستند تا قاعده و معمولاً رخدادشان محدود یا غیرمرسوم است.

      در مکالمات روزمره، not often برای توصیف عادات، فعالیت‌ها یا تجربه‌های شخصی بسیار کاربرد دارد. برای مثال، فردی ممکن است بگوید: «I go to the cinema, but not often.» یعنی «من به سینما می‌روم، اما به‌ندرت». این جمله نشان می‌دهد که رفتن به سینما بخشی از زندگی او است، اما معمول و رایج نیست و بیشتر جنبه‌ی تفریحی و استثنایی دارد.

      از نظر نگارشی و لحن، not often یک عبارت موجز و انعطاف‌پذیر است که می‌تواند در مکالمه‌های غیررسمی، متن‌های توصیفی و حتی نوشتار رسمی برای بیان فراوانی پایین رخدادها استفاده شود. این عبارت به جمله آرامش و روانی می‌بخشد و بیانگر واقع‌گرایی در توصیف رفتارها یا شرایط است.

      در تحلیل زبان و روانشناسی رفتاری، استفاده از عباراتی مانند not often کمک می‌کند تا افراد تصویر دقیقی از رفتارها، عادات یا تمایلات خود ارائه دهند. این نوع توصیف‌ها معمولاً نشان‌دهنده‌ی خودآگاهی و توانایی فرد در ارزیابی رفتارهای شخصی و اجتماعی است.

      not often مفهومی است که بیانگر محدود بودن تکرار یا فراوانی پایین یک رخداد است و کاربرد آن در مکالمات، نوشتار و تحلیل‌های شخصی یا آماری بسیار گسترده است. این عبارت به ما کمک می‌کند تا واقعیت رفتارها یا شرایط را با دقت و صراحت بیان کنیم و اغراق یا کلی‌گویی را کاهش دهیم.

      ارجاع به لغت not often

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «not often» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/not-often

      لغات نزدیک not often

      • - not move a muscle
      • - not nearly
      • - not often
      • - not on your life
      • - not only ... but (also)
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.