به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

From

frəm frəm
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • plural preposition A1
    از، به‌واسطه، درنتیجه، از روی، مطابق، از پیش
    • - from noon to midnight
    • - از ظهر تا نیمه شب
    • - to take a pencil from the pocket
    • - مدادی را از جیب در آوردن
    • - to leave from the station
    • - از ایستگاه عزیمت کردن
    • - a letter from Mehri
    • - نامه‌ای از مهری
    • - truths learned from reading
    • - حقایق آموخته‌شده از (راه) خواندن
    • - away from danger
    • - دور از خطر
    • - away from home
    • - دور از مأوا
    • - Take two from four!
    • - دو را از چهار کم کن!
    • - Snow kept us from going.
    • - برف ما را از رفتن بازداشت.
    • - He was recently released from jail.
    • - او اخیراً از زندان آزاد شد.
    • - to tell one thing from another
    • - یک چیز را از چیز دیگر باز شناختن (تمیز دادن)
    • - to tremble from fear
    • - از ترس لرزیدن
    • - He is coming from Italy.
    • - او از ایتالیا می‌آید.
    • - hear (from) the reed....
    • - بشنو از نی ....
    • - little did I know, from the start, that you are unkind and fickle
    • - من ندانستم از اول که تو بی‌مهر و وفایی
    مشاهده نمونه‌جمله بیشتر
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد from

  1. preposition outside of, separating
    Synonyms: against, in distinction to, out of possession of, taken away
  2. preposition arising out of
    Synonyms: beginning at, coming out of, deriving out of, originating at, starting with

ارجاع به لغت from

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «from» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/from

لغات نزدیک from

پیشنهاد بهبود معانی