آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴

    بالا به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم صفت قید
    فونتیک فارسی / baalaa /

    above, upper, high, over, top, upward, upwards, super-, su-

    above

    upper

    high

    over

    top

    upward

    upwards

    super-

    su-

    فوقانی

    پلکانی که به طبقه‌ی بالا می‌رود.

    The stairway leading above.

    لب بالا

    the upper lip

    اسم صفت قید
    فونتیک فارسی / baalaa /

    over, above, on, on top of, up, aloft, overhead

    over

    above

    on

    on top of

    up

    aloft

    overhead

    روی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    تصویر درست بالای شومینه آویزان است.

    The picture hangs just above the fireplace.

    او پتویی بالای سقف گذاشت تا آن را از باران محافظت کند.

    She placed a blanket over the over to protect it from rain.

    اسم صفت قید
    فونتیک فارسی / baalaa /

    height, stature

    height

    stature

    بلندی

    به بالا چو سرو سهی بود او

    in stature he was like a straight cedar

    او از بالا می‌ترسد.

    She is afraid of heights.

    اسم صفت قید
    فونتیک فارسی / baalaa /

    expensive, heavy, excessive

    expensive

    heavy

    excessive

    گزاف، سنگین

    کرایه‌ی آپارتمان در این منطقه بسیار بالا است.

    Renting an apartment in this area is quite expensive.

    قیمت بالای گوشی جدید همه را شگفت‌زده کرد.

    The heavy price of the new phone shocked everyone.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد بالا

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    اوج راس زبر سر صدر علو فراز فوق
    متضاد:
    مافوق
    متضاد:
    جو آسمان

    سوال‌های رایج بالا

    بالا به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «بالا» در زبان انگلیسی به up یا above ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی «بالا» به معنای موقعیتی است که در ارتفاعی بالاتر از نقطه یا مرجع دیگری قرار دارد. این مفهوم می‌تواند در زمینه‌های مختلفی مانند موقعیت مکانی، درجه، رتبه یا سطح به کار رود. به طور کلی، «بالا» نشان‌دهنده فاصله‌ای افزایشی در جهت عمودی است که به معنای قرارگیری چیزی در سطح بالاتر، ارتفاع بیشتر یا موقعیت برتر نسبت به دیگران است. این کلمه از پرکاربردترین واژگان در زبان فارسی است و در زندگی روزمره و ادبیات جایگاه ویژه‌ای دارد.

    در بعد مکانی، «بالا» به محل‌هایی اشاره دارد که بالاتر از سطح زمین یا نقطه‌ی مرجع قرار دارند؛ مثلاً «طبقه‌ی بالا»، «بالای کوه» یا «بالای درخت». این کاربرد به انسان کمک می‌کند تا موقعیت اشیا و افراد را در فضا توصیف و درک کند. در این معنا، «بالا» برخلاف «پایین» قرار می‌گیرد و جزء مفاهیم بنیادی جهت‌یابی در جهان مادی است. استفاده از این واژه در صحبت‌های روزمره، دستورهای حرکتی و نقشه‌خوانی اهمیت زیادی دارد.

    علاوه بر بعد مکانی، «بالا» در زمینه‌های انتزاعی نیز کاربرد دارد. مثلاً می‌توان از «بالا رفتن قیمت‌ها»، «رتبه‌ی بالا در مسابقه» یا «سطح بالای کیفیت» سخن گفت. در این موارد، «بالا» نمایانگر افزایش، پیشرفت، برتری یا ارتقاء است که مفهومی فراتر از موقعیت فیزیکی به شمار می‌رود. این کاربرد استعاری باعث شده تا کلمه‌ی «بالا» در زبان فارسی بار معنایی گسترده و متنوعی داشته باشد که بسته به زمینه، برداشت‌های متفاوتی ایجاد می‌کند.

    از نظر زبان‌شناسی و ساختار جمله، «بالا» می‌تواند نقش قید مکان، صفت یا حرف اضافه را ایفا کند. این انعطاف‌پذیری زبانی، آن را به کلمه‌ای بسیار کارآمد و متنوع تبدیل کرده است. همچنین در ترکیب با دیگر کلمات، عبارات و اصطلاحات فراوانی شکل می‌گیرد که به زبان و ادبیات فارسی رنگ و جان می‌بخشد. برای مثال، اصطلاحاتی مانند «بالا گرفتن بحث»، «بالا و پایین رفتن»، یا «از بالا نگاه کردن» نشان‌دهنده کارکردهای گوناگون این واژه در زمینه‌های مختلف هستند.

    «بالا» مفهومی کلیدی در درک و توصیف جهان پیرامون انسان است. این واژه به ما امکان می‌دهد تا موقعیت‌ها، تغییرات و روابط مختلف را به شکل ساده و مؤثری بیان کنیم. با توجه به کاربرد گسترده و چندبعدی آن، «بالا» نه تنها یک کلمه‌ی ساده جهت‌یابی، بلکه نمادی از پیشرفت، ارتقاء و تعالی نیز محسوب می‌شود که در زبان و فرهنگ ما جایگاهی ویژه دارد.

    ارجاع به لغت بالا

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «بالا» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بالا

    لغات نزدیک بالا

    • - بال ها را بر هم زدن
    • - بال هواپیما
    • - بالا
    • - بالا آمدن
    • - بالا آمدن و اطراف را گرفتن
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    homesickness baby fan start up cope with something or someone generate breadline break away eternality break in barrier crucial role box up borosilicate blurry شیوه صاحب‌مغازه صحرا صحیح صدا صددرصد صدمه زدن صفحه صلابت صمیمی صندلی بازی ضد ضعف کردن موقع موی‌تای
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.