آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ مهر ۱۴۰۵

      Very

      ˈveri ˈveri ˈveri ˈveri

      صفت تفضیلی:

      verier

      صفت عالی:

      veriest

      معنی very | جمله با very

      adverb A1

      بسیار، خیلی، بسی، فراوان، زیاد

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      The recent advancements in renewable energy sources are very significant for mitigating climate change.

      پیشرفت‌های اخیر در منابع انرژی تجدیدپذیر برای کاهش تغییرات آب‌وهوایی بسیار مهم هستند.

      It's very cold outside today, so you should wear a warm coat.

      امروز هوا خیلی سرد است، بنابراین باید یک کت گرم بپوشید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Abraham is very much in love.

      ابراهیم خیلی عاشق است.

      very cold

      بسیار سرد

      very large

      خیلی گنده

      adverb B1

      واقعاً، کاملاً، دقیقاً (‫برای افزودن تأکید به یک صفت عالی یا به صفات «خود» یا «همان»)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      That was the very moment I realized I had left my keys inside.

      آن دقیقاً همان لحظه‌ای بود که فهمیدم کلیدهایم را داخل جا گذاشته‌ام.

      While the impact of climate change is widely acknowledged, the very solutions proposed often face significant political and economic hurdles.

      درحالی‌که تأثیر تغییرات آب‌وهوایی به‌طور گسترده‌ای به رسمیت شناخته شده است، دقیقاً همان راه‌حل‌های پیشنهادی اغلب با موانع سیاسی و اقتصادی قابل توجهی روبه‌رو هستند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the very best hospital in town

      واقعاً بهترین بیمارستان شهر

      the very opposite of the truth

      کاملاً خلاف واقع (یا حقیقت)

      adjective C2

      همان، عیناً، درست، درست همان، عیناً همان، دقیقاً همان

      This is the very house I was looking for.

      این درست همان خانه‌ای است که دنبالش می‌گشتم.

      While debating the efficacy of renewable energy sources, it is crucial to consider the very challenges associated with their large-scale implementation.

      هنگام بحث در مورد کارایی منابع انرژی تجدیدپذیر، ضروری است که دقیقاً همان چالش‌های مرتبط با اجرای گسترده‌ی آن‌ها را در نظر بگیریم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      in the very heart of the city

      درست در قلب شهر

      the very same ring

      عیناً همان انگشتر

      He was caught in the very act.

      درست درحین ارتکاب دستگیر شد.

      the very hat you bought

      دقیقاً همان کلاهی که تو خریدی

      adjective

      -ترین

      the veriest idiot that had ever come to my shop

      ابله‌ترین فردی که تابه‌حال به مغازه‌ی من پا گذاشته بود

      The study revealed a very significant correlation between economic development and educational attainment in developing nations.

      این مطالعه معنادارترین هم‌بستگی بین توسعه‌ی اقتصادی و دستاوردهای آموزشی در کشورهای درحال توسعه نشان داد.

      adjective

      ‫ته (دورترین نقطه‌ی چیزی‬)

      The very end of the trail offered a breathtaking view of the valley.

      تهِ مسیر، منظره‌ای خیره‌کننده از دره داشت.

      The research suggests that the anomaly occurs at the very periphery of the observed stellar system.

      تحقیقات نشان می‌دهد که ناهنجاری در ته سیستم ستاره‌ای مشاهده‌شده رخ می‌دهد.

      adjective

      حتی، چندان، حتمی، واقعی، فعلی

      The very rafters shook.

      حتی تیرهای سقف هم به لرزه درآمدند.

      Developing nations often face challenges that are not very easily overcome without international cooperation.

      کشورهای درحال توسعه اغلب با چالش‌هایی روبه‌رو هستند که بدون همکاری بین‌المللی چندان به‌راحتی قابل غلبه نیستند.

      adjective

      ‫بی‌قیدوشرط، محض‬

      The very idea of a vacation excites me.

      همین ایده‌ی محض تعطیلات، من را هیجان‌زده می‌کند.

      The very nature of scientific inquiry necessitates rigorous methodological approaches to ensure the validity of findings.

      ماهیت محض تحقیقات علمی، رویکردهای روش‌شناختی دقیق را برای اطمینان از اعتبار یافته‌ها ضروری می‌سازد.

      adjective

      ‫مطلق، کامل‬

      That is the very reason I came here today, to discuss this matter with you.

      این همان دلیل مطلقی است که امروز به اینجا آمدم تا این موضوع را با شما بحث کنم.

      The research indicates that the very structure of the polymer contributes to its unique mechanical properties.

      این تحقیق نشان می‌دهد که ساختار کامل این پلیمر به خواص مکانیکی منحصربه‌فرد آن کمک می‌کند.

      adjective

      ‫ویژه، خاص‬

      She has a very particular way of organizing her books, which no one else understands.

      او یک روش ویژه برای سازماندهی کتاب‌هایش دارد که هیچ‌کس دیگری آن را درک نمی‌کند.

      The study revealed that the experimental group exhibited a very distinct response to the novel compound, differing significantly from the control group.

      مطالعه نشان داد که گروه آزمایشی پاسخ بسیار ویژه‌ای به ترکیب جدید نشان داد که به‌طور قابل توجهی با گروه کنترل متفاوت بود.

      adjective

      ‫واقعی، حقیقی‬

      The artist's depiction of the landscape was very true to life, capturing every detail.

      توصیف هنرمند از منظره، بسیار واقعی بود و هر جزئیات را به تصویر کشیده بود.

      The archaeological evidence presented in the lecture offered a very authentic insight into ancient civilizations.

      شواهد باستان‌شناسی ارائه‌شده در سخنرانی، بینشی بسیار حقیقی‬ از تمدن‌های باستانی ارائه داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد very

      1. adjective real, exact
        Synonyms:
        true actual genuine right exact correct authentic precise perfect ideal mere plain simple special appropriate identical same veritable bona fide undoubted unquestionable pure sure-enough express unqualified bare selfsame indubitable especial model very same
        Antonyms:
        inexact
      1. adverb much, really; to a high degree
        Synonyms:
        really greatly highly extremely considerably decidedly largely substantially particularly notably remarkably unusually noticeably awfully terribly wonderfully surprisingly positively certainly truly deeply excessively profoundly exceedingly vastly amply extraordinarily incredibly absolutely uncommonly powerfully eminently dearly astonishingly remarkably remarkably indispensably pressingly acutely exaggeratedly emphatically superlatively surpassingly prodigiously pretty extensively
        Antonyms:
        little

      Collocations

      speak very highly of

      بسیار خوب از کسی/چیزی تعریف کردن

      very much hope

      خیلی امیدوار بودن

      very much look forward to

      بسیار مشتاقانه منتظر ... بودن

      Idioms

      a (very) different kettle of fish

      شخص یا چیزی که با آنچه قبلاً ذکر شده کاملاً فرق دارد

      under one's (very) nose

      آشکارا، در ملاء عام

      very well

      بسیار خب، باشه، خیلی خب

      سوال‌های رایج very

      معنی very به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی very در زبان فارسی به «خیلی» یا «بسیار» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «very» یکی از قیدهای پرکاربرد در زبان انگلیسی است که برای تأکید بر شدت یا میزان یک صفت، قید یا جمله به کار می‌رود. این کلمه باعث می‌شود معنا یا حالت توصیف شده برجسته‌تر، قوی‌تر یا محسوس‌تر شود. به عبارت دیگر، «very» به عنوان ابزاری برای تشدید معنی به کار می‌رود تا توجه شنونده یا خواننده به کیفیت یا کمیت خاصی جلب شود.

      از نظر کاربردی، «very» در انواع متون و مکالمات روزمره نقش مهمی دارد و می‌تواند احساسات، ویژگی‌ها و وضعیت‌ها را به صورت دقیق‌تر بیان کند. برای مثال، در جمله «It is very cold» به معنی «خیلی سرد است»، این کلمه شدت سرما را بیشتر نشان می‌دهد و فهم بهتری از شرایط محیطی ارائه می‌کند. همچنین در مکالمات غیررسمی، «very» به صورت عامیانه‌تر و برای تأکید ساده‌تر به کار می‌رود.

      از منظر زبانی، «very» یک قید تأکیدی است که معمولاً قبل از صفت‌ها یا قیدهای دیگر قرار می‌گیرد و آن‌ها را تقویت می‌کند. این قید در ترکیب با صفات، مثل «very good» (خیلی خوب) یا «very fast» (بسیار سریع)، به ایجاد معناهای دقیق‌تر و متنوع‌تر کمک می‌کند. همچنین «very» می‌تواند در جملات مستقل برای تأکید کلی به کار رود، مانند «That’s very true» (این کاملاً درست است).

      از لحاظ فرهنگی و ارتباطی، استفاده از «very» به مخاطب کمک می‌کند تا شدت یا اهمیت موضوع را بهتر درک کند و واکنش مناسب‌تری نشان دهد. در زبان فارسی نیز معادل‌های «خیلی»، «بسیار»، «فوق‌العاده» و «دقیقاً» در موقعیت‌های مختلف برای این منظور استفاده می‌شوند. البته در فارسی، بسته به زمینه و شدت تأکید، انتخاب واژه‌ی مناسب اهمیت زیادی دارد.

      «very» به عنوان یک قید ساده اما قدرتمند، نقش کلیدی در انتقال دقیق‌تر احساسات، توصیف‌ها و اطلاعات دارد. این کلمه کمک می‌کند تا زبان غنی‌تر و بیان‌ها واضح‌تر شود و به فرد امکان می‌دهد منظور خود را با تأکید و شدت دلخواه بیان کند. شناخت کاربرد درست «very» می‌تواند مهارت‌های ارتباطی و نوشتاری را به طور چشمگیری بهبود بخشد.

      ارجاع به لغت very

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «very» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/very

      لغات نزدیک very

      • - verve
      • - vervet
      • - very
      • - very high frequency
      • - Very light
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      end line timeout topspin serve net touch rotation fault technical timeout winning shot serve receive formation attack line available sideline double substitution kill percentage line judge the other day رفراندوم دموکراسی وجاهت اجل استراتژی استبداد بیکران اسرار اهرام اغتشاش توسل ای بابا نابود کردن هضم فراق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.