فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Awfully

ˈɑːfli ˈɔːfli
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more awfully
  • صفت عالی:

    most awfully

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adverb
    به‌طرز وحشتناک یا ترسناک، به‌طور زننده
    • - to behave awfully
    • - رفتار بسیار بدی داشتن
    • - It was awfully late.
    • - بسیار دیر بود.
    • - I am awfully happy to meet you.
    • - از ملاقات شما بسیار خوشنودم.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد awfully

  1. adverb badly
    Synonyms: clumsily, disgracefully, disreputably, dreadfully, inadequately, incompletely, poorly, reprehensibly, shoddily, unforgivably, unpleasantly, wickedly, wretchedly
  2. adverb very
    Synonyms: badly, dreadfully, excessively, extremely, greatly, hugely, immensely, indeed, much, quite, terribly, truly, very much

ارجاع به لغت awfully

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «awfully» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/awfully

لغات نزدیک awfully

پیشنهاد بهبود معانی