صفت تفضیلی:
more badlyصفت عالی:
most badlyبهطور بد، بدجوری، بهطور ضعیف
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی مقدماتی
He speaks English very badly.
او انگلیسی خیلی بد حرف میزند.
The team played badly and lost the match.
تیم بهطور ضعیفی بازی کرد و مسابقه را باخت.
She performed badly on the exam despite studying.
او باوجود درس خواندن، در امتحان عملکرد ضعیفی داشت.
بهشدت، خیلی زیاد، شدیداً، بسیار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I want to meet her badly.
بهشدت مایلم او را ملاقات کنم.
I feel badly about your accident.
دربارهی تصادف شما بسیار متأسفم.
بهطور ناخوشایند، بهطور غلط، بهطور مضر، بهطور ناشایسته
The project was planned badly and ran over budget.
پروژه بهطور غلط برنامهریزی شده بود و از بودجه فراتر رفت.
The medicine was administered badly and made the patient worse.
دارو بهطور مضر تجویز شد و حال بیمار بدتر شد.
ناسازگار، ناهماهنگ
reflect well (or badly) on something (or somebody)
انعکاس خوب (یا بد) داشتن، (نسبت به شخص یا چیزی) بازتاب خوب یا بدی داشتن
شدیدا نیاز داشتن، به شدت احتیاج داشتن
به شدت خراب شدن، خیلی بد پیش رفتن، فاجعه بار شدن
کسی را به شدت ناامید کردن، بدجوری توی ذوق کسی زدن
چیزی را به دل گرفتن، ناراحت شدن از چیزی
صفت تفضیلی badly در زبان انگلیسی more badly است.
صفت عالی badly در زبان انگلیسی most badly است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «badly» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/badly