آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ مرداد ۱۴۰۵

      Badly

      ˈbædli ˈbædli

      صفت تفضیلی:

      more badly

      صفت عالی:

      most badly

      معنی badly | جمله با badly

      adverb A2

      به‌طور بد، بدجوری، به‌طور ضعیف

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      He speaks English very badly.

      او انگلیسی خیلی بد حرف می‌زند.

      The team played badly and lost the match.

      تیم به‌طور ضعیفی بازی کرد و مسابقه را باخت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She performed badly on the exam despite studying.

      او باوجود درس خواندن، در امتحان عملکرد ضعیفی داشت.

      adverb A2

      به‌شدت، خیلی زیاد، شدیداً، بسیار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      I want to meet her badly.

      به‌شدت مایلم او را ملاقات کنم.

      I feel badly about your accident.

      درباره‌ی تصادف شما بسیار متأسفم.

      adverb A2

      به‌طور ناخوشایند، به‌طور غلط، به‌طور مضر، به‌طور ناشایسته

      The project was planned badly and ran over budget.

      پروژه به‌طور غلط برنامه‌ریزی شده بود و از بودجه فراتر رفت.

      The medicine was administered badly and made the patient worse.

      دارو به‌طور مضر تجویز شد و حال بیمار بدتر شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد badly

      1. adverb inadequately
        Synonyms:
        poorly wrongly wrong imperfectly inadequately defectively faultily carelessly weakly ineffectively unsuccessfully unsatisfactorily incompetently clumsily stupidly crudely unskillfully awkwardly negligently feebly shoddily erroneously unfortunately unfavorably haphazardly blunderingly ineptly maladroitly abominably
        Antonyms:
        adequately
      1. adverb immorally
        Synonyms:
        improperly shamefully unethically wickedly evilly naughtily criminally
        Antonyms:
        morally
      1. adverb very much; desperately
        Synonyms:
        greatly deeply extremely intensely seriously severely exceedingly hard painfully acutely roughly
        Antonyms:
        mildly little calmly

      Collocations

      badly adjusted

      ناسازگار، ناهماهنگ

      reflect well (or badly) on something (or somebody)

      انعکاس خوب (یا بد) داشتن، (نسبت به شخص یا چیزی) بازتاب خوب یا بدی داشتن

      badly need

      شدیدا نیاز داشتن، به شدت احتیاج داشتن

      go badly wrong

      به شدت خراب شدن، خیلی بد پیش رفتن، فاجعه بار شدن

      let someone down badly

      کسی را به شدت ناامید کردن، بدجوری توی ذوق کسی زدن

      Collocations بیشتر

      take something badly

      چیزی را به دل گرفتن، ناراحت شدن از چیزی

      سوال‌های رایج badly

      صفت تفضیلی badly چی میشه؟

      صفت تفضیلی badly در زبان انگلیسی more badly است.

      صفت عالی badly چی میشه؟

      صفت عالی badly در زبان انگلیسی most badly است.

      ارجاع به لغت badly

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «badly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/badly

      لغات نزدیک badly

      • - badland
      • - badlands
      • - badly
      • - badly adjusted
      • - badly need
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      skimmer burst into tears burst error check out definitely definite integral exchange money hardworking skin anyway engine postpone proprietorship vaunted trinity تزئینی دمدمی دستیار اسقف درون فردی مصمم مرموز جلوگیری صادقانه علاقه‌مند همه‌پرسی هم پیمان کردن نیمسال تحصیلی نیاز نگفتنی مسکن‌سازی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.