صفت تفضیلی:
prettierصفت عالی:
prettiestزیبا، قشنگ، خوشگل، دلربا
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی متوسط
He bought a pretty necklace for his sister.
گردنبند زیبایی برای خواهرش خرید.
The garden is full of pretty flowers in spring.
باغ در بهار پر از گلهای قشنگ است.
a pretty little garden
یک باغ کوچک و قشنگ
نسبتاً، تاحدی، تااندازهای
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The water is pretty warm.
آب نسبتاً گرم است.
I am pretty sure.
تقریباً مطمئنم.
Pretty good!
نسبتاً خوب! بد نیست!
He was pretty angry.
خیلی عصبانی بود.
A pretty good fix!
بد مخمصهای نیست!
A pretty mess you've made of it!
خوب کارها را خراب کردهای!
a pretty price
قیمت زیاد
بهخوبی، بهزیبایی، قشنگ، بهشکلی دلنشین
she talks pretty!
قشنگ حرف میزند!
The actress spoke pretty, making her lines very engaging.
بازیگر بهشکلی دلنشین صحبت کرد و دیالوگهایش بسیار جذاب شد.
ماهرانه، استادانه، زیرکانه، هنرمندانه
Her pretty design impressed the judges of the competition.
طراحی استادانهی او، داوران مسابقه را تحتتأثیر قرار داد.
He arranged the furniture in a pretty way that made the room look larger.
او مبلمان را بهطرزی هنرمندانه چید که اتاق بزرگتر به نظر برسد.
a pretty move
حرکت زیرکانه
Those pretty tricks!
آن ترفندهای زبردستانه!
بسیار وحشتناک/خیلی بد
نسبتاً کسل کننده
خیلی بد، بسیار افتضاح
نسبتاً متناسب/روی فرم
(عامیانه) در موقعیت مناسب
مبلغ هنگفت
بسیار زیبا، خیلی قشنگ
صفت تفضیلی pretty در زبان انگلیسی prettier است.
صفت عالی pretty در زبان انگلیسی prettiest است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «pretty» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pretty