آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ مهر ۱۳۹۹

      Rather

      ˈræðər ˈræðər ˈrɑːðə ˈrɑːðə ˈrɑːðə ˈrɑːðə

      معنی rather | جمله با rather

      adverb B1

      بلکه، بیشتر، تا یک اندازه، به‌ نسبت، با میل بیشتری، ترجیحا

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      Would you rather have tea or coffee?

      چای بیشتر دلتان می‌خواهد یا قهوه؟

      I would rather have tea.

      چای را ترجیح می‌دهم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I would rather starve to death than to beg.

      ترجیح می‌دهم از گرسنگی بمیرم؛ ولی گدایی نکنم.

      one might rather say that ...

      به‌درستی می‌توان گفت که ...

      His sister, or rather half-sister, has recently died.

      خواهر او یا دقیق بگویم خواهر ناتنی او تازگی مرده است.

      He became their leader or, rather,their idol.

      او رهبر آن‌ها یا به‌عبارت‌دیگر بت آن‌ها شد.

      He is not a help, rather a hindrance.

      او کمک که نیست هیچ، مزاحم هم هست.

      The patient's condition was no better but rather grew worse.

      وضع بیمار بهتر نبود؛ بلکه بدتر شده هم بود.

      I am rather happy with his work.

      تا اندازه‌ای از کار او راضی هستم.

      It's rather late.

      نسبتاً دیروقت است.

      shaped rather like a pear

      تقریباً به شکل یک گلابی

      This car cost ten thousand dollars or rather more.

      این ماشین ده هزار دلار یا کمی بیشتر تمام شد.

      "do you smoke?" "rather!"

      «سیگار می‌کشی؟» «البته!»

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rather

      1. adverb moderately
        Synonyms:
        somewhat pretty quite enough slightly a bit a little some tolerably fairly reasonably passably kind of sort of so-so relatively comparatively more or less to some extent to some degree averagely in a certain degree something ratherish
        Antonyms:
        extremely violently
      1. adverb significantly
        Synonyms:
        very well quite considerably noticeably somewhat a good bit
        Antonyms:
        little insignificantly
      1. adverb preferably; instead
        Synonyms:
        instead preferably sooner willingly alternatively alternately by choice by preference in preference in lieu of more willingly more readily much sooner just as soon first

      Collocations

      had rather

      (انگلیس) ترجیح (می‌د‌هم که)، بیشتر (در آمریکا: would rather)

      rather than

      در عوض، به‌جای، به‌جای اینکه

      ارجاع به لغت rather

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rather» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rather

      لغات نزدیک rather

      • - rath
      • - rathe
      • - rather
      • - rather than
      • - rather you than me
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.