آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ مرداد ۱۴۰۴

      Enough

      ɪˈnʌf ɪˈnʌf

      معنی enough | جمله با enough

      adjective A2

      کافی، بس، بسنده

      enough time to write this book

      وقت بسنده برای نگارش این کتاب

      I don't have enough room.

      جای کافی ندارم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He has enough money to live well.

      او آن‌قدر پول دارد که خوب زندگی کند.

      Was there enough food for everyone?

      غذا به اندازه‌ی کافی برای همه بود؟

      adverb

      به اندازه کافی، به اندازه، بسنده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      (It's) Enough!

      بس است!

      pronoun

      نسبتاً، آن‌قدر، به‌ قدر کفایت

      We have time enough to walk to the office.

      وقت کافی برای پیاده رفتن به اداره را داریم.

      interestingly enough ...

      جالب توجه این است که ...

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Surprisingly enough, he too collects stamps.

      تعجب‌آور این است که او هم تمبر جمع می‌کند.

      She sang well enough.

      بد نخواند (به اندازه کافی خوب خواند).

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد enough

      1. adjective plenty
        Synonyms:
        sufficient ample plentiful abundant adequate satisfactory copious full complete decent suitable comfortable competent satisfying bountiful bounteous plenteous lavish replete unlimited all right already acceptable up to here fed up sick and tired of bellyful had it last straw sufficing
        Antonyms:
        insufficient inadequate
      1. adverb adequately
        Synonyms:
        sufficiently fairly reasonably satisfactorily tolerably acceptably decently passably moderately rather amply averagely proportionately commensurately abundantly barely so-so admissibly
        Antonyms:
        inadequately
      1. noun plenty
        Synonyms:
        sufficiency abundance adequacy ample supply right amount competence ampleness sufficient plenitude
        Antonyms:
        insufficiency inadequacy

      Collocations

      i have had enough

      سیر شده‌ام، بسم شده، بیزارم

      Idioms

      enough is enough

      دیگه بسه، دیگه کافیه، شورش دراومده، بس کن دیگه، تمومش کن دیگه

      سوال‌های رایج enough

      معنی enough به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «enough» در زبان فارسی به «کافی» یا «به اندازه‌ی لازم» ترجمه می‌شود.

      کلمه‌ی «enough» برای بیان میزان یا مقداری استفاده می‌شود که نیاز، هدف یا شرایط مشخصی را برآورده کند. این واژه می‌تواند به کمیت، کیفیت یا شدت چیزی اشاره داشته باشد و نشان دهد که مقدار موجود یا ارائه‌شده برای هدف مورد نظر مناسب است. برای مثال، وقتی گفته می‌شود «I have had enough food»، منظور این است که شخص به اندازه‌ی کافی غذا خورده و دیگر نیازی به غذا ندارد.

      در متون نوشتاری و ادبی، «enough» می‌تواند بار احساسی و تأکیدی نیز داشته باشد. نویسندگان از آن برای نشان دادن رضایت، خستگی، حد و مرز یا حتی نارضایتی استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، در جمله‌ای مانند «Enough is enough» تأکید بر این است که تحمل یا صبر به پایان رسیده و دیگر ادامه دادن ممکن نیست. این کاربرد نشان می‌دهد که «enough» توانایی انتقال حس شدت و اهمیت یک موضوع را دارد.

      از دیدگاه روانشناسی و زندگی روزمره، «enough» مفهوم رضایت و کفایت را به تصویر می‌کشد. وقتی فرد احساس کند چیزی «enough» است، به نوعی آرامش و اطمینان ذهنی پیدا می‌کند و می‌تواند تصمیمات بهتری بگیرد یا از شرایط موجود لذت ببرد. این واژه نشان‌دهنده‌ی تعادل و حد مطلوب در زندگی و فعالیت‌های روزمره است.

      در زمینه‌های علمی و مهندسی، «enough» برای تعیین مقادیر لازم و استاندارد استفاده می‌شود. برای مثال، در شیمی یا آشپزی گفته می‌شود «Add enough water to cover the ingredients»، که بیانگر مقدار کافی برای دستیابی به نتیجه‌ی مطلوب است. این کاربرد عملی نشان می‌دهد که «enough» نقش مهمی در تعیین میزان بهینه و مناسب دارد و محدودیت‌ها و نیازها را مشخص می‌کند.

      «enough» مفهومی چندبعدی دارد که از احساس رضایت و کفایت شخصی تا معیارهای دقیق عملی و علمی را شامل می‌شود. این واژه توانایی توصیف حد مطلوب، اندازه‌ی کافی و تعادل میان نیاز و منابع موجود را دارد و در زندگی روزمره، ادبیات، علوم و هنر کاربرد گسترده‌ای دارد.

      ارجاع به لغت enough

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «enough» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/enough

      لغات نزدیک enough

      • - enosis
      • - enouce
      • - enough
      • - enough is enough
      • - enovid
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.