آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ مهر ۱۴۰۴

      Pretty Awful

      معنی pretty awful | جمله با pretty awful

      collocation

      خیلی بد، بسیار افتضاح

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      The weather was pretty awful yesterday.

      هوا دیروز خیلی بد بود.

      That movie was pretty awful, I didn't enjoy it.

      آن فیلم بسیار افتضاح بود، من از آن لذت نبردم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج pretty awful

      معنی pretty awful به فارسی چی می‌شه؟

      عبارت «pretty awful» در زبان فارسی به‌معنای «واقعاً وحشتناک»، «بسیار بد»، یا «خیلی ناخوشایند» است.

      این ترکیب از دو واژه‌ی pretty و awful ساخته شده است؛ اما در این‌جا pretty برخلاف معنای ظاهری‌اش (زیبا)، نقش قید تقویت‌کننده دارد و شدت صفت awful را افزایش می‌دهد. بنابراین، pretty awful در عمل به معنای «خیلی بدتر از حد معمول» است و برای توصیف تجربه‌ها، احساسات یا وضعیت‌های ناخوشایند به کار می‌رود.

      در کاربرد نخست، عبارت pretty awful برای بیان شدت نارضایتی یا وضعیت بدی استفاده می‌شود که شاید فاجعه‌بار نباشد، اما به‌وضوح ناخوشایند است. برای مثال، جمله‌ی “The weather was pretty awful yesterday” یعنی «هوا دیروز واقعاً افتضاح بود.» در اینجا، «pretty» تأکید ملایمی بر واژه‌ی «awful» دارد و نشان می‌دهد وضعیت بدتر از معمول بوده است، بی‌آن‌که لزوماً اغراق‌آمیز باشد.

      در کاربرد دوم، این ترکیب می‌تواند در توصیف احساسات انسانی نیز به‌کار رود. برای نمونه، “I felt pretty awful after the argument” یعنی «بعد از آن مشاجره خیلی حالم بد بود.» در این جمله، گوینده با استفاده از pretty awful احساس اندوه، پشیمانی یا ناراحتی را به‌شکل طبیعی و صمیمی بیان می‌کند. این کاربرد در گفتار روزمره بسیار رایج است، زیرا لحنش هم‌زمان صادقانه و غیررسمی است.

      از نظر زبانی، pretty در این ترکیب نقش قید دارد و معنای آن «تا حد زیادی» یا «تقریباً بسیار» است. در زبان گفتاری انگلیسی مدرن، این نوع کاربرد از pretty بسیار متداول است و با صفت‌های مثبت یا منفی به‌کار می‌رود، مانند pretty good (خیلی خوب)، pretty bad (نسبتاً بد)، یا pretty tired (خیلی خسته). در نتیجه، pretty awful یکی از نمونه‌های بارز زبان غیررسمی است که بافت احساسی جمله را نرم‌تر و طبیعی‌تر می‌سازد.

      از دید کاربردی، pretty awful معمولاً در مکالمات دوستانه، گفت‌وگوهای روزمره، و روایت‌های شخصی به‌کار می‌رود. در زبان رسمی یا نوشتاری آکادمیک، به‌جای آن از عباراتی مانند very unpleasant, extremely bad یا terrible استفاده می‌شود. بنابراین، شناخت تفاوت سطح زبانی در استفاده از این عبارت به زبان‌آموز کمک می‌کند تا بتواند میزان رسمی‌بودن یا خودمانی‌بودن گفتارش را تنظیم کند.

      عبارت «pretty awful» نمونه‌ای روشن از تحول معنایی در زبان انگلیسی است که در آن واژه‌ی pretty از معنای «زیبا» به معنای «تا حد زیادی» تغییر یافته است. این ترکیب راهی طبیعی و مؤدبانه برای بیان نارضایتی، اندوه یا تجربه‌ی ناخوشایند است. تسلط بر چنین اصطلاحاتی به زبان‌آموز امکان می‌دهد در موقعیت‌های غیررسمی احساسات خود را دقیق‌تر و طبیعی‌تر بیان کند.

      ارجاع به لغت pretty awful

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pretty awful» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pretty-awful

      لغات نزدیک pretty awful

      • - prettify
      • - pretty
      • - pretty awful
      • - pretty dreadful
      • - pretty dull
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.