آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ مهر ۱۴۰۴

      Infrequently

      ɪnˈfriːkwəntli ɪnˈfriːkwəntli

      معنی infrequently | جمله با infrequently

      adverb

      به‌ندرت، هرازگاهی، گهگاه، دیربه‌دیر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      They make Indian food infrequently.

      آن‌ها به‌ندرت غذای هندی درست می‌کنند.

      My car infrequently needs repairs because I take good care of it.

      ماشین من دیربه‌دیر نیاز به تعمیر پیدا می‌کند؛ زیرا به‌خوبی از آن مراقبت می‌کنم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She is so infrequently angry that it is hard to recognize it.

      به‌قدری به‌ندرت عصبانی می‌شود که به‌سختی می‌توان این عصبانیت را تشخیص داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد infrequently

      1. adverb seldom
        Synonyms:
        rarely occasionally sometimes hardly ever unusually sparingly scarcely sporadically intermittently now and then not regularly

      سوال‌های رایج infrequently

      معنی infrequently به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «infrequently» در زبان فارسی به «به‌ندرت»، «دیربه‌دیر» یا «هرازگاهی» ترجمه می‌شود.

      این قید برای توصیف وقوع پدیده‌ها، فعالیت‌ها یا رویدادهایی به کار می‌رود که در بازه‌های زمانی طولانی یا به صورت غیرمنظم اتفاق می‌افتند. «infrequently» برخلاف قیدهایی مانند often یا frequently بر کمیاب بودن، فاصله‌دار بودن و غیرمکرر بودن چیزی تأکید دارد و معمولاً برای بیان میزان پایین تکرار یا مشاهده‌ی چیزی در زمان یا مکان مشخص استفاده می‌شود.

      در مکالمات روزمره، وقتی کسی می‌گوید: “I infrequently go to the cinema”، منظورش این است که رفتن به سینما برای او دیربه‌دیر اتفاق می‌افتد. این کاربرد، تصویری روشن از الگوی رفتاری یا عادات فرد ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که چنین فعالیتی جزء کارهای روزمره یا معمول زندگی او نیست. به همین ترتیب، می‌توان از «infrequently» برای بیان رویدادهای نادر، شرایط خاص یا مشاهده‌های غیرمعمول نیز استفاده کرد.

      از نظر زبان‌شناسی، «infrequently» از پیشوند in- به معنای «نه» و ریشه‌ی frequent به معنای «مکرر» تشکیل شده است. این ترکیب معنای «نه مکرر» یا «کم‌تکرار» را ایجاد می‌کند و نمونه‌ای از قیدهای توصیفی دقیق در زبان انگلیسی است. این قید می‌تواند در جمله به ابتدای جمله، وسط جمله یا قبل از فعل قرار گیرد تا میزان تکرار عمل یا رویداد را مشخص کند.

      در متون علمی، آماری و تحلیلی، «infrequently» نقش مهمی در توصیف داده‌ها و الگوهای مشاهده‌ای دارد. برای نمونه، جمله‌ی “This phenomenon occurs infrequently in nature” بیان می‌کند که این پدیده در طبیعت بسیار کم رخ می‌دهد. کاربرد چنین عبارتی به تحلیلگر کمک می‌کند تا میزان شایع یا نادر بودن یک اتفاق را به‌طور دقیق گزارش دهد و بر اهمیت یا ویژگی خاص آن تأکید کند.

      «infrequently» فراتر از یک قید ساده است؛ این واژه ابزار زبانی مهمی برای بیان کمیابی، نادر بودن و استثنایی بودن رویدادها و رفتارهاست. استفاده صحیح از آن در گفتار و نوشتار، به زبان‌آموزان کمک می‌کند تا بتوانند الگوها و فراوانی رویدادها را به شکل دقیق و حرفه‌ای بیان کنند و تفاوت‌های جزئی در میزان تکرار یا وقوع را به‌خوبی منتقل نمایند.

      ارجاع به لغت infrequently

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «infrequently» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/infrequently

      لغات نزدیک infrequently

      • - infrequency
      • - infrequent
      • - infrequently
      • - infringe
      • - infringe on (or upon)
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.