آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ شهریور ۱۴۰۳

      Thunder

      ˈθʌndər ˈθʌndə

      گذشته‌ی ساده:

      thundered

      شکل سوم:

      thundered

      سوم‌شخص مفرد:

      thunders

      وجه وصفی حال:

      thundering

      معنی thunder | جمله با thunder

      noun verb - intransitive B1

      آب‌و‌هوا تندر، آسمان غرش، رعد، رعد زدن، آسمان غرش کردن، با صدای رعدآسا ادا کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی آب‌و‌هوا

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      thunder and lightning

      تندر و آذرخش، رعد و برق

      the deafening thunder of the enemy artillery

      غرش گوشخراش توپخانه‌ی دشمن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Yes,by thunder!

      آره به خدا!

      Where in thunder is Asghar?

      اصغر کدام گوری رفته است؟

      It is thundering.

      دارد آسمان غرنبه می‌شود.

      Genghis Khan's army thundered across the Near east.

      قشون چنگیزخان مثل رعد سرتاسر خاور نزدیک را پیمود.

      The flood thundered down the field.

      سیلاب تندروار در دشت جاری شد.

      The priest thundered from the pulpit against corruption.

      کشیش بر ضد فساد از منبر داد و قال می‌کرد.

      The speaker kept thundering his fist on the table.

      ناطق مرتباً مشت خود را بر میز می‌کوبید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد thunder

      1. noun crashing sound
        Synonyms:
        crash boom roar rumble explosion blast clap peal crashing booming rumbling outburst detonation uproar cracking discharge cannonade barrage fulmination drumfire thundercrack thunderbolt pealing
      1. verb boom, crash
        Synonyms:
        explode roar clap resound reverberate detonate blast rumble crack deafen clamor drum peal storm
      1. verb yell at
        Synonyms:
        shout yell roar denounce rail bellow curse threaten declaim bark snarl growl fulminate utter threat gnarl

      Idioms

      steal someone's thunder

      ربودن منافع دیگران، بخشی از اثر یا شهرت کار دیگران را نصیب خود کردن، استفاده از منفعت دیگران برای خود

      as black as thunder

      خشمگین

      سوال‌های رایج thunder

      گذشته‌ی ساده thunder چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده thunder در زبان انگلیسی thundered است.

      شکل سوم thunder چی میشه؟

      شکل سوم thunder در زبان انگلیسی thundered است.

      وجه وصفی حال thunder چی میشه؟

      وجه وصفی حال thunder در زبان انگلیسی thundering است.

      سوم‌شخص مفرد thunder چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد thunder در زبان انگلیسی thunders است.

      ارجاع به لغت thunder

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «thunder» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/thunder

      لغات نزدیک thunder

      • - thump
      • - thumping
      • - thunder
      • - thunderbird
      • - thunderbolt
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cerebrum Elliot taiga output message reticence pinchbeck retool relativity relativity of knowledge repetition referee recoverable catchy recreation شعله‌ور مذکور به طور جدی به طور خاص بودجه بیرون رفتن تاسیس تهییج کردن جاذبه جواز دندان سایی تفنن رضوان رطوبت مشروعیت
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.