آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Cracking

      ˈkrækɪŋ ˈkrækɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      cracked

      شکل سوم:

      cracked

      سوم‌شخص مفرد:

      cracks

      معنی cracking | جمله با cracking

      adjective informal

      انگلیسی بریتانیایی بسیار عالی، بسیار خوب، عالی، معرکه، محشر

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      a cracking good film

      فیلم معرکه

      After months of hard work, he finally achieved a cracking score on his exam.

      او پس‌از ماه‌ها تلاش و کوشش، سرانجام در امتحانش به نمره‌ی بسیار خوبی دست یافت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The team put on a cracking performance.

      این تیم عملکرد محشری از خود به نمایش گذاشت.

      noun uncountable

      شیمی خُردایش، کراکینگ (شکستن هیدروکربن‌های متشکل از نفت خام و تبدیل آن به هیدروکربن‌های سبک‌تر)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تبدیل آدرس انگلیسی به فارسی و برعکس

      The refinery uses advanced technology to optimize the cracking process and increase yield.

      این پالایشگاه از فناوری پیشرفته برای بهینه‌سازی فرآیند خردایش و افزایش بازده استفاده می‌کند.

      The cracking unit converts heavy hydrocarbon fractions into more valuable products.

      واحد کراکینگ بخش‌های هیدروکربنی سنگین را به محصولات باارزش‌تر تبدیل می‌کند.

      adverb

      به‌شدت، شدیداً، بسیار، خیلی

      It was cracking hot outside.

      بیرون شدیداً گرم بود.

      That dessert looks cracking delicious.

      آن دسر بسیار خوشمزه به نظر می‌رسد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cracking

      1. verb to damage
        Synonyms:
        injuring hurting impairing
      1. verb discover meaning, answer
        Synonyms:
        answering deciphering
        Antonyms:
        misunderstanding
      1. verb lose self-control
        Synonyms:
        succumbing
        Antonyms:
        composing
      1. verb make a sharp sound
        Synonyms:
        banging crashing snapping crackling
      1. Gaining unauthorized access to computer systems to commit a crime, such as digging into the code to make a copy-protected program run and flooding Internet sites, thus denying service to legitimate users. During a cracking exploit, important information can be erased or corrupted. Websites can be deliberately defaced. Unauthorized access is typically done by decrypting a password or bypassing a copy-protection scheme. Around 1985, the term “cracker” was coined by hackers as an attempt to defend themselves against journalistic misuse of the word “hacker.” An attempt around 1981 to establish “worm” in this sense on Usenet was largely a failure. Gaining unauthorized access to computer systems to commit a crime, such as digging into the code to make a copy-protected program run and flooding Internet sites, thus denying service to legitimate users. During a cracking exploit, important information can be erased or corrupted. Websites can be deliberately defaced. Unauthorized access is typically done by decrypting a password or bypassing a copy-protection scheme. Around 1985, the term “cracker” was coined by hackers as an attempt to defend themselves against journalistic misuse of the word “hacker.” An attempt around 1981 to establish “worm” in this sense on Usenet was largely a failure. Schell, B.H. and Martin, C. Contemporary World Issues Series: Cybercrime: A Reference Handbook. Santa Barbara, CA: ABC-CLIO, 2004.
        Synonyms:
        breaking damaging splitting chipping chopping snapping fracturing collapsing flawing rending blemishing checking crazing cleaving
        Antonyms:
        fixing mending
      1. noun the act of cracking something
        Synonyms:
        crack snap fracture
      1. verb to cause to break without complete separation of parts:
        Synonyms:
        breaking
      1. adjective very good
        Synonyms:
        great good swell neat dandy nifty keen groovy smashing bully peachy corking bang-up slap-up

      سوال‌های رایج cracking

      گذشته‌ی ساده cracking چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده cracking در زبان انگلیسی cracked است.

      شکل سوم cracking چی میشه؟

      شکل سوم cracking در زبان انگلیسی cracked است.

      سوم‌شخص مفرد cracking چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cracking در زبان انگلیسی cracks است.

      ارجاع به لغت cracking

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cracking» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cracking

      لغات نزدیک cracking

      • - crackerjack
      • - crackers
      • - cracking
      • - crackle
      • - crackleware
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.