آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Mending

      ˈmendɪŋ ˈmendɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      mended

      شکل سوم:

      mended

      سوم‌شخص مفرد:

      mends

      معنی mending | جمله با mending

      noun

      تعمیر (به‌‌ویژه جوراب و لباس)، وصله پینه، مرمت، نوسازی، بازسازی

      mending shoes

      تعمیر کفش

      noun

      التیام (زخم و استخوان شکسته و غیره)، خوب شدن، بهبود (از بیماری)، بهبودی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس
      noun

      (لباس و جوراب و غیره) وصله پینه شدنی، گردآوری شده برای تعمیر

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mending

      1. noun the act of putting something in working order again
        Synonyms:
        repair fix restoration renovation repairing restoring fixing mend rebuilding remodeling renewing correcting remedying patching up altering changing rectifying refreshing reviving putting into shape bettering helping ameliorating enhancing relieving freshening emending curing fixture reparation going-over tinkering
      1. verb heal or recover
        Synonyms:
        healing curing improving fixing repairing restoring remedying correcting bettering helping renewing rebuilding renovating rectifying recuperating ameliorating overhauling refurbishing patching righting doctoring amending retouching knitting revamping sewing darning convalescing barring
        Antonyms:
        breaking tearing worsening
      1. verb correct, improve, fix
        Synonyms:
        improving remedying aiding recovering curing fixing gaining recuperating convalescing rallying
        Antonyms:
        hurting breaking weakening ruining destroying
      1. verb to get well
        Synonyms:
        knitting
      1. verb reform
        Synonyms:
        correcting amending reforming righting remedying rectifying behaving redressing regenerating

      سوال‌های رایج mending

      گذشته‌ی ساده mending چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده mending در زبان انگلیسی mended است.

      شکل سوم mending چی میشه؟

      شکل سوم mending در زبان انگلیسی mended است.

      سوم‌شخص مفرد mending چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد mending در زبان انگلیسی mends است.

      ارجاع به لغت mending

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «mending» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/mending

      لغات نزدیک mending

      • - mendicant
      • - mendicity
      • - mending
      • - mendocino
      • - mendoza
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.