آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Clamor

    ˈklæmər ˈklæmə

    گذشته‌ی ساده:

    clamored

    شکل سوم:

    clamored

    سوم‌شخص مفرد:

    clamors

    وجه وصفی حال:

    clamoring

    شکل جمع:

    clamors

    توضیحات:

    حالت نوشتاری در انگلیسی بریتانیایی clamour است.

    معنی clamor | جمله با clamor

    noun uncountable

    غوغا، خروش، فریاد، سر و صدا، بانگ، طنین

    noun uncountable

    هیاهو، جیغ و داد، داد و فریاد، همهمه و اعتراض، غریو، های و هوی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    The students clamored in protest.

    شاگردان به اعتراض همهمه کردند.

    People were clamouring for free elections.

    مردم با جنجال زیاد خواستار انتخابات آزاد بودند.

    verb - intransitive

    هیاهو کردن، غوغا کردن، (با سرو صدا) اعتراض کردن، طلبیدن، آشوبیدن

    The seas are stormy--they clamour for me.

    دریاها پرطوفانند -- آن‌ها برای من غوغا می‌کنند.

    verb - transitive

    مصرانه تقاضا کردن

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد clamor

    1. noun loud cry; commotion
      Synonyms:
      noise shout uproar racket commotion hubbub din tumult outcry turmoil agitation row bustle babel complaint protesting hassle shouting lament remonstrance to-do hullabaloo ferment convulsion discord blare ruckus hoo-ha hurly-burly upheaval pandemonium buzz exclamation vociferation hubba-hubba clinker brouhaha
      Antonyms:
      silence quiet
    1. verb cry out, make commotion
      Synonyms:
      shout holler roar claim demand raise cain cry out debate dispute agitate bawl bellow bark bluster raise the roof rout put up a howl
      Antonyms:
      be quiet be silent

    سوال‌های رایج clamor

    گذشته‌ی ساده clamor چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده clamor در زبان انگلیسی clamored است.

    شکل سوم clamor چی میشه؟

    شکل سوم clamor در زبان انگلیسی clamored است.

    شکل جمع clamor چی میشه؟

    شکل جمع clamor در زبان انگلیسی clamors است.

    وجه وصفی حال clamor چی میشه؟

    وجه وصفی حال clamor در زبان انگلیسی clamoring است.

    سوم‌شخص مفرد clamor چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد clamor در زبان انگلیسی clamors است.

    ارجاع به لغت clamor

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «clamor» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/clamor

    لغات نزدیک clamor

    • - clamber
    • - clammy
    • - clamor
    • - clamorous
    • - clamp
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.