شکل جمع:
complaintsشکایت، دادخواهی، اعتراض، گلایه، گله، شکوه
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
The student's complaint about grading inconsistencies prompted the university to review its assessment policies.
اعتراض دانشجو دربارهی ناهماهنگی در نمرهدهی، دانشگاه را وادار به بازنگری در سیاستهای ارزیابی کرد.
During the lecture, the professor discussed a famous legal complaint that changed environmental regulations.
در طول کلاس، استاد دربارهی یک شکایت حقوقی معروف که قوانین زیستمحیطی را تغییر داد صحبت کرد.
He is planning to make a complaint against the police.
او خیال دارد از پلیس شکایت کند.
a letter of complaint
شکایتنامه
پزشکی بیماری، مریضی، اختلال، عارضه، ناراحتی (جسمی)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Every day, I examine hundreds of patients with a variety of complaints.
هر روز صدها بیمار با بیماریهای گوناگون را معاینه میکنم.
I have a heart complaint.
من ناراحتی قلبی دارم.
(رسماً) شکایت کردن
دلیل شکایت، زمینه شکایت
رسیدگی به شکایت
شکایت کردن، طرح شکایت کردن، ثبت شکایت
شکایت کردن
شکایتی را جدی گرفتن
شکل جمع complaint در زبان انگلیسی complaints است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «complaint» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/complaint