شکل جمع:
objectionsاعتراض، مخالفت، ایراد، استدلال مخالف، عدم توافق
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
She married Hassan despite her father's objection.
علیرغم مخالفت پدرش با حسن ازدواج کرد.
Does anyone have any objection?
آیا کسی اعتراضی دارد؟
حقوق اعتراض، ایراد
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی حقوق
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The defense attorney immediately raised an objection when the prosecutor attempted to introduce unverified evidence.
وقتی دادستان تلاش کرد شواهد تأییدنشده را ارائه دهد، وکیل مدافع بلافاصله اعتراض کرد.
During the legal studies lecture, the professor elaborated on common grounds for an objection in court, such as hearsay or leading questions.
در طول سخنرانی مطالعات حقوقی، استاد بهتفصیل دربارهی دلایل رایج برای اعتراض در دادگاه مانند شایعات یا پرسشهای جهتدار توضیح داد.
The primary objection to the new tax policy centered on its disproportionate burden on low-income families, sparking widespread public debate.
اعتراض اصلی به سیاست مالیاتی جدید بر بار نامتناسب آن بر خانوادههای کمدرآمد متمرکز بود و بحث عمومی گستردهای را برانگیخت.
مخالف بودن
شکل جمع objection در زبان انگلیسی objections است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «objection» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/objection