آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ مرداد ۱۴۰۵

      Objection

      əbˈdʒekʃn əbˈdʒekʃn

      شکل جمع:

      objections

      معنی objection | جمله با objection

      noun countable uncountable B2

      اعتراض، مخالفت، ایراد، استدلال مخالف، عدم توافق

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      CEFR
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج ۳۰ سوال · رایگان · نتیجه فوری
      شروع تست

      She married Hassan despite her father's objection.

      علی‌رغم مخالفت پدرش با حسن ازدواج کرد.

      Does anyone have any objection?

      آیا کسی اعتراضی دارد؟

      noun countable uncountable C1

      حقوق اعتراض، ایراد

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The defense attorney immediately raised an objection when the prosecutor attempted to introduce unverified evidence.

      وقتی دادستان تلاش کرد شواهد تأییدنشده را ارائه دهد، وکیل مدافع بلافاصله اعتراض کرد.

      During the legal studies lecture, the professor elaborated on common grounds for an objection in court, such as hearsay or leading questions.

      در طول سخنرانی مطالعات حقوقی، استاد به‌تفصیل درباره‌ی دلایل رایج برای اعتراض در دادگاه مانند شایعات یا پرسش‌های جهت‌دار توضیح داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The primary objection to the new tax policy centered on its disproportionate burden on low-income families, sparking widespread public debate.

      اعتراض اصلی به سیاست مالیاتی جدید بر بار نامتناسب آن بر خانواده‌های کم‌درآمد متمرکز بود و بحث عمومی گسترده‌ای را برانگیخت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد objection

      1. noun argument, disagreement
        Synonyms:
        disagreement opposition protest criticism disapproval discontent dissatisfaction rejection doubt difficulty challenge exception dislike hesitation unwillingness disinclination remonstrance question protestation grievance demur demurral displeasure remonstration counter-argument scruple declination repugnancy consent disesteem shrinking censure demurring reluctance gripe squawk cavil odium revilement kick stink niggle
        Antonyms:
        agreement acceptance concurrence consent

      Collocations

      have objection

      مخالف بودن

      سوال‌های رایج objection

      شکل جمع objection چی میشه؟

      شکل جمع objection در زبان انگلیسی objections است.

      ارجاع به لغت objection

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «objection» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/objection

      لغات نزدیک objection

      • - objectee
      • - objectify
      • - objection
      • - objectionable
      • - objective
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت some و any چیست؟

      تفاوت some و any چیست؟

      تفاوت little و a little چیست؟

      تفاوت little و a little چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      foxglove aster forget-me-not lily of the valley hibiscus cyclamen freesia sweet pea verbena primrose heather rhododendron lotus violet calendula فرار از زندان فرقه فرهیخته شدن فلفل قرمز فلک فن قلیایی کردن لاما لامع مصیبت من‌بعد نالازم هماتیت هورمون وبینار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.