آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Protest

      ˈproʊtest proʊˈtest ˈprəʊtest prəˈtest

      گذشته‌ی ساده:

      protested

      شکل سوم:

      protested

      سوم‌شخص مفرد:

      protests

      وجه وصفی حال:

      protesting

      شکل جمع:

      protests

      معنی protest | جمله با protest

      noun countable B2

      اعتراض، واخواست رسمی، شکایت

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      mass protest

      اعتراض همگانی

      He continued speaking despite the deputies' protests.

      با وجود اعتراض نمایندگان به صحبت ادامه داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The opponents of the king have the right to voice their protests.

      مخالفان پادشاه حق دارند اعتراضات خود را به زبان بیاورند.

      verb - transitive

      واخواست کردن، اعتراض کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      Students were protesting against the war.

      دانشجویان بر ضد جنگ اعتراض می‌کردند.

      The players protested bitterly to the referee.

      بازیکنان به داور به‌شدت اعتراض کردند.

      verb - transitive

      اظهار کردن، ادعا کردن

      She protested her innocence.

      او ادعای بی‌گناهی کرد.

      I finally protested my love to her.

      بالأخره عشق خود را به او اظهار کردم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد protest

      1. noun complaint, disapproval
        Synonyms:
        objection grievance protestation challenge demonstration disapproval clamor outcry remonstrance kick stink difficulty dissent gripe grouse howl remonstration tumult turmoil revolt riot march rally holler demur flak question knock bellyache demurral formal complaint nix moratorium blackball big stink
        Antonyms:
        approval acceptance praise
      1. verb complain, disapprove; argue against
        Synonyms:
        disapprove object oppose resist fight disagree rebel remonstrate cry out holler kick buck combat revolt insist contend maintain assert affirm declare profess testify predicate avow avouch asseverate attest except demur expostulate take exception be against be displeased by put up a fight argue against say no back-talk squawk sound off inveigh against make a stink blast constate thumbs down demonstrate
        Antonyms:
        approve accept praise

      Collocations

      under protest

      با بی‌میلی، باوجود معترض بودن، باوجود عدم توافق

      Idioms

      protest too much

      غلو کردن، زیاده دم از چیزی (مثلاً دوستی) زدن

      سوال‌های رایج protest

      گذشته‌ی ساده protest چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده protest در زبان انگلیسی protested است.

      شکل سوم protest چی میشه؟

      شکل سوم protest در زبان انگلیسی protested است.

      شکل جمع protest چی میشه؟

      شکل جمع protest در زبان انگلیسی protests است.

      وجه وصفی حال protest چی میشه؟

      وجه وصفی حال protest در زبان انگلیسی protesting است.

      سوم‌شخص مفرد protest چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد protest در زبان انگلیسی protests است.

      ارجاع به لغت protest

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «protest» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/protest

      لغات نزدیک protest

      • - proteranthy
      • - proterozoic
      • - protest
      • - protest innocence
      • - protest too much
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.