با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Dissent

dɪˈsent dɪˈsent
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    dissented
  • شکل سوم:

    dissented
  • سوم شخص مفرد:

    dissents
  • وجه وصفی حال:

    dissenting
  • شکل جمع:

    dissents
  • noun verb - intransitive
    اختلاف عقیده داشتن، جداشدن، نفاق داشتن
    • - He dissented from the idea that universities should get involved in politics.
    • - او با این عقیده که دانشگاه‌ها باید در سیاست دخالت کنند، مخالف بود.
    • - He was tried for dissenting from the Church of England.
    • - به‌دلیل رویگردانی از کلیسای انگلیس محاکمه شد.
    • - They did not tolerate religious dissent.
    • - آنان مخالفت با مذهب را تحمل نمی‌کردند.
    • - voices of dissent
    • - سر و صدای حاکی از ناهم‌اندیشی
    • - political dissent
    • - تضاد فکری سیاسی
    • - dissenting opinions
    • - عقاید متناقض
    مشاهده نمونه‌جمله بیشتر
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد dissent

  1. noun disagreement, disapproval
    Synonyms: bone, bone of contention, bone to pick, clinker, conflict, contention, denial, difference, disaccord, discord, dissension, dissidence, disunity, far cry, flak, hassle, heresy, heterodoxy, misbelief, nonagreement, nonconcurrence, nonconformism, nonconformity, nope, objection, opposition, poles apart, protest, refusal, resistance, schism, sour note, spat, split, strife, unorthodoxy, variance
    Antonyms: agreement, approval, authorization, concurrence, endorsement, ratification, sanction
  2. verb disagree
    Synonyms: argue, balk, break with, buck, contradict, decline, demur, differ, disaccord, discord, divide, fly in the face of, object, oppose, pettifog, protest, put up a fight, put up an argument, refuse, say not a chance, say nothing doing, say no way, shy, stickle, vary, wrangle
    Antonyms: agree, approve, assent, authorize, concur, consent, endorse, ratify, sanction

ارجاع به لغت dissent

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «dissent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/dissent

لغات نزدیک dissent

پیشنهاد و بهبود معانی