آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Dissent

      dɪˈsent dɪˈsent

      گذشته‌ی ساده:

      dissented

      شکل سوم:

      dissented

      سوم‌شخص مفرد:

      dissents

      وجه وصفی حال:

      dissenting

      شکل جمع:

      dissents

      معنی dissent | جمله با dissent

      noun verb - intransitive

      اختلاف عقیده داشتن، جداشدن، نفاق داشتن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      He dissented from the idea that universities should get involved in politics.

      او با این عقیده که دانشگاه‌ها باید در سیاست دخالت کنند، مخالف بود.

      He was tried for dissenting from the Church of England.

      به‌دلیل رویگردانی از کلیسای انگلیس محاکمه شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They did not tolerate religious dissent.

      آنان مخالفت با مذهب را تحمل نمی‌کردند.

      voices of dissent

      سر و صدای حاکی از ناهم‌اندیشی

      political dissent

      تضاد فکری سیاسی

      dissenting opinions

      عقاید متناقض

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dissent

      1. noun disagreement, disapproval
        Synonyms:
        conflict opposition denial objection protest difference discord contention dissension resistance split strife variance disunity schism dissidence nonagreement nonconcurrence disaccord refusal hassle flak spat bone of contention bone to pick nonconformity nonconformism unorthodoxy heterodoxy heresy misbelief sour note clinker far cry poles apart nope
        Antonyms:
        agreement approval authorization endorsement sanction ratification
      1. verb disagree
        Synonyms:
        differ object oppose refuse decline argue contradict vary discord divide protest demur wrangle buck balk break with shy fly in the face of put up a fight put up an argument disaccord stickle pettifog say no way say not a chance say nothing doing
        Antonyms:
        agree approve consent concur authorize endorse assent ratify

      سوال‌های رایج dissent

      گذشته‌ی ساده dissent چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده dissent در زبان انگلیسی dissented است.

      شکل سوم dissent چی میشه؟

      شکل سوم dissent در زبان انگلیسی dissented است.

      شکل جمع dissent چی میشه؟

      شکل جمع dissent در زبان انگلیسی dissents است.

      وجه وصفی حال dissent چی میشه؟

      وجه وصفی حال dissent در زبان انگلیسی dissenting است.

      سوم‌شخص مفرد dissent چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد dissent در زبان انگلیسی dissents است.

      ارجاع به لغت dissent

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dissent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dissent

      لغات نزدیک dissent

      • - dissension
      • - dissensus
      • - dissent
      • - dissenter
      • - dissentient
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.