آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Nonconformity

ˌnɑːnkənˈfɔːrməti ˌnɒnkənˈfɔːmɪti

معنی nonconformity | جمله با nonconformity

noun

ناپیروی، عدم رعایت، عدم تشابه، عدم موافقت، معاندت، ناهمنوایی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

His nonconformity to the traditions of his society cost him dearly.

ناهماهنگی(عدم پیروی) او با سنت‌های جامعه برایش گران تمام شد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد nonconformity

ارجاع به لغت nonconformity

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «nonconformity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/nonconformity

لغات نزدیک nonconformity

پیشنهاد بهبود معانی