آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Approve

      əˈpruːv əˈpruːv

      گذشته‌ی ساده:

      approved

      شکل سوم:

      approved

      سوم‌شخص مفرد:

      approves

      وجه وصفی حال:

      approving

      معنی approve | جمله با approve

      verb - transitive B2

      رضایت دادن، تایید کردن، موافقت کردن

      I don't approve of his behavior.

      با رفتار او موافق نیستم.

      Akbar did not approve of his daughter's marriage.

      اکبر با ازدواج دخترش موافق نبود.

      verb - transitive

      تصویب کردن، (رسما) موافقت کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The company's directors approved the new regulations.

      مدیران شرکت مقررات جدید را تصویب کردند.

      verb - transitive

      آزمایش کردن، پسندکردن، رواداشتن

      This bill must be approved by the Parliament.

      این لایحه باید به تصویب مجلس شورا برسد.

      verb - intransitive

      نظر موافق دادن، مساعد بودن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد approve

      1. verb agree something is good
        Synonyms:
        like accept appreciate admire respect praise commend esteem favor go along with think highly of applaud countenance put up with live with handle face it be big on regard highly acclaim string along with take up on roll with punches grin and bear it
        Antonyms:
        disagree disapprove
      1. verb allow, authorize
        Synonyms:
        allow authorize permit agree support endorse consent back recommend accede okay go along with accept validate uphold empower license ratify sanction confirm certify assent second sign off on sign establish maintain mandate accredit bless agree subscribe to acquiesce advocate affirm boost buy buy into charter concur dig encourage get behind give go-ahead groove hats off to lap up make law make valid pronounce push for seal stump for thumbs up
        Antonyms:
        reject refuse oppose disapprove disallow invalidate

      لغات هم‌خانواده approve

      noun
      approval
      adjective
      approving, approved
      verb - transitive
      approve
      adverb
      approvingly

      سوال‌های رایج approve

      گذشته‌ی ساده approve چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده approve در زبان انگلیسی approved است.

      شکل سوم approve چی میشه؟

      شکل سوم approve در زبان انگلیسی approved است.

      وجه وصفی حال approve چی میشه؟

      وجه وصفی حال approve در زبان انگلیسی approving است.

      سوم‌شخص مفرد approve چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد approve در زبان انگلیسی approves است.

      ارجاع به لغت approve

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «approve» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/approve

      لغات نزدیک approve

      • - approvable
      • - approval
      • - approve
      • - approve a plan
      • - approved
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.