به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Admire

ədˈmaɪr ədˈmaɪə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    admired
  • شکل سوم:

    admired
  • سوم شخص مفرد:

    admires
  • وجه وصفی حال:

    admiring

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • verb - transitive B1
    تحسین کردن، ستایش کردن، ستودن
    • - Everyone admired her virtues.
    • - همه‌ فضیلت‌های او را تحسین می‌کردند.
    • - I admire her for her bravery.
    • - او را به‌دلیل شجاعتش تحسین می‌کنم.
    • - He admires the beauty of nature.
    • - او زیبایی طبیعت را تحسین می‌کند.
  • verb - intransitive
    خواستن، آرزو کردن
    • - I'd admire to go along.
    • - خیلی دلم می‌خواست من هم بروم.
    • - I'd admire to kiss you.
    • - خیلی دلم می‌خواست ببوسمت.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد admire

  1. verb hold in high regard
    Synonyms: adore, applaud, appreciate, approve, be crazy about, be crazy for, be crazy over, be mad about, be nuts about, be stuck on, be sweet on, be wild about, cherish, commend, credit, delight in, esteem, eulogize, extol, fall for, get high on, glorify, go for, groove on, hail, hold in respect, honor, idolize, laud, look up to, marvel at, moon over, pay homage to, praise, prize, rate highly, respect, revere, take pleasure in, think highly of, treasure, value, venerate, wonder at, worship
    Antonyms: abhor, condemn, despise, detest, dislike, execrate, hate, scorn

لغات هم‌خانواده admire

ارجاع به لغت admire

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «admire» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/admire

لغات نزدیک admire

پیشنهاد بهبود معانی