شکل جمع:
admirationsستایش، تحسین، تعریف، ارادت، آفرین، احترام
Hafez was one of his greatest admirations.
حافظ یکی از اشخاصی بود که بیش از همه مورد تحسین او بود.
Many citizens expressed admiration for the volunteers who rebuilt the town after the flood.
بسیاری از شهروندان نسبت به داوطلبانی که پساز سیل شهر را بازسازی کردند، ارادت خود را ابراز کردند.
The professor noted the class's admiration of the seminal study that reshaped theories of language acquisition.
استاد به تعریف کلاس نسبت به مطالعهی بنیادینی که نظریههای فراگیری زبان را بازتعریف کرد اشاره نمود.
to have admiration (for)
تحسین کردن، قابل ستایش دانستن
قدیمی تعجب، حیرت، شگفتی، بهت
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He looked at the rugs with admiration.
با شگفتی به فرشها نگریست.
She stared in admiration at the fireworks lighting up the night sky.
او با تعجب به آتشبازیهایی که آسمان شب را روشن میکردند، خیره شد.
I watched in admiration as the child solved the puzzle in seconds.
با شگفتی تماشا کردم که کودک معما را ظرف چند ثانیه حل کرد.
کسی را مملو از تحسین کردن
ابراز تحسین کردن
تحسین عمیق
شکل جمع admiration در زبان انگلیسی admirations است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «admiration» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/admiration