آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ شهریور ۱۴۰۵

      Homage

      ˈhɑːmɪdʒ ˈhɒmɪdʒ

      شکل جمع:

      homages

      معنی homage | جمله با homage

      noun uncountable B2

      ادای احترام، بزرگداشت، تکریم، تجلیل

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      They paid homage to the fallen soldiers.

      آنان نسبت به سربازان شهید ادای احترام کردند.

      The documentary served as a powerful homage to the unsung heroes of the environmental movement, highlighting their significant contributions.

      این مستند به‌عنوان یک تجلیل قدرتمند از قهرمانان گمنام جنبش محیط‌زیست عمل کرد و مشارکت‌های مهم آن‌ها را برجسته ساخت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We went there to do homage to the genius of Hafez.

      برای بزرگداشت نبوغ حافظ به آنجا رفتیم.

      to pay homage to a hero

      از یک قهرمان تجلیل کردن

      noun countable uncountable C1

      ادای دین (به یک اثر هنری)

      Many contemporary literary works exhibit a deliberate homage to classical narratives, reinterpreting their themes for a modern audience.

      بسیاری از آثار ادبی معاصر، ادای دین حساب‌شده‌ای به روایت‌های کلاسیک را نشان می‌دهند و مضامین آن‌ها را برای مخاطبان مدرن بازتفسیر می‌کنند.

      I thought the director's latest movie was a clever homage to classic sci-fi films.

      به نظرم آخرین فیلم کارگردان، ادای دینی هوشمندانه به فیلم‌های علمی‌تخیلی کلاسیک بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      In his lecture, the art historian discussed how contemporary artists often create works that serve as an homage to their predecessors, extending artistic traditions.

      مورخ هنر در سخنرانی خود درباره‌ی اینکه چگونه هنرمندان معاصر اغلب آثاری خلق می‌کنند که به‌عنوان ادای دینی به پیشینیانشان عمل می‌کند و سنت‌های هنری را گسترش می‌دهد، بحث کرد.

      noun countable uncountable

      تاریخ بیعت

      Historically, the ritual of homage involved specific gestures and verbal declarations, underscoring its legal and social significance in feudal societies.

      ازلحاظ تاریخی، آیین بیعت شامل حرکات و اظهارات کلامی خاصی بود که اهمیت حقوقی و اجتماعی آن را در جوامع فئودالی برجسته می‌کرد.

      The formal act of homage was not merely symbolic; it created a binding contract between the lord and his subordinate, defining their mutual obligations.

      عمل رسمی بیعت صرفاً نمادین نبود؛ بلکه یک قرارداد الزام‌آور بین ارباب و زیردست او ایجاد می‌کرد که تعهدات متقابل آن‌ها را تعریف می‌کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The newly appointed governor paid homage to the king.

      فرماندار تازه‌منصوب‌شده با پادشاه بیعت کرد.

      The intricate feudal system relied heavily on the ritual of homage, where the tenant acknowledged the suzerainty of the landowner in exchange for protection and land use.

      سیستم پیچیده‌ی فئودالی به‌شدت به آیین بیعت وابسته بود؛ جایی که مستاجر حاکمیت مالک زمین را دراِزای حمایت و استفاده از زمین به رسمیت می‌شناخت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد homage

      1. noun devotion, admiration
        Synonyms:
        loyalty faithfulness fidelity allegiance respect adoration admiration reverence honor worship esteem duty service awe praise deference obeisance fealty tribute genuflection kneeling adulation
        Antonyms:
        disrespect disloyalty dishonor faithlessness treachery scorn
      1. noun great respect or high public esteem accorded as a right or as due
        Synonyms:
        honor respect devotion deference praise allegiance reverence loyalty tribute obeisance admiration adoration esteem court fealty fidelity latria ovation regard sacredness veneration
        Antonyms:
        criticism disrespect dishonor faithlessness scorn disloyalty treachery
      1. noun special honor or respect shown or expressed publicly.
        Synonyms:
        honor

      سوال‌های رایج homage

      شکل جمع homage چی میشه؟

      شکل جمع homage در زبان انگلیسی homages است.

      ارجاع به لغت homage

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «homage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/homage

      لغات نزدیک homage

      • - hom-
      • - HOMA-IR
      • - homage
      • - homager
      • - hombre
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.