آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Esteem

      ɪˈstiːm ɪˈstiːm

      گذشته‌ی ساده:

      esteemed

      شکل سوم:

      esteemed

      سوم‌شخص مفرد:

      esteems

      وجه وصفی حال:

      esteeming

      شکل جمع:

      esteems

      معنی esteem | جمله با esteem

      noun verb - transitive

      قدر، اعتبار، اقدام، رعایت ارزش، نظر، شهرت، ارجمند شمردن، لایق دانستن، محترم شمردم

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      two of our most esteemed writers

      دو نفر از ارجمندترین نویسندگان ما

      This vase is esteemed for its antiquity.

      این گلدان به‌دلیل قدمتش ارزش دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The values which the society esteems.

      ارزش‌هایی که جامعه آن‌ها را والا می‌شمارد.

      I esteem it a great honor to be his friend.

      برای من افتخار بزرگی است که دوست او باشم.

      In that town, divorce is esteemed a disgrace.

      در آن شهر طلاق را بد می‌دانند (مایه‌ی آبروریزی می‌دانند).

      to hold in high esteem

      احترام زیاد قایل شدن (برای)، سخت گرامی داشتن

      Every day he rose in his superiors' esteem.

      احترام او هر روز نزد مافوق‌هایش بیشتر می‌شد.

      a man of low esteem

      مردی کم‌قدر (کم‌ارج)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد esteem

      1. verb think highly of
        Synonyms:
        admire respect like love appreciate value prize treasure cherish honor regard hold dear look up to consider idolize revere worship regard highly be fond of venerate think the world of apprise
        Antonyms:
        hate dislike disrespect disregard abuse insult mock ridicule
      1. verb consider, believe
        Synonyms:
        think regard deem view judge hold believe account estimate reckon rate
        Antonyms:
        disregard disbelieve deride disrespect

      سوال‌های رایج esteem

      گذشته‌ی ساده esteem چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده esteem در زبان انگلیسی esteemed است.

      شکل سوم esteem چی میشه؟

      شکل سوم esteem در زبان انگلیسی esteemed است.

      شکل جمع esteem چی میشه؟

      شکل جمع esteem در زبان انگلیسی esteems است.

      وجه وصفی حال esteem چی میشه؟

      وجه وصفی حال esteem در زبان انگلیسی esteeming است.

      سوم‌شخص مفرد esteem چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد esteem در زبان انگلیسی esteems است.

      ارجاع به لغت esteem

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «esteem» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/esteem

      لغات نزدیک esteem

      • - estate sale
      • - estates-general
      • - esteem
      • - estelle
      • - ester
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.