«مفتخریم که از لوگوی جدید فست‌دیکشنری رونمایی کنیم»
مشاهده لوگوی جدید

Consider معنی

  • American English phonetic: kənˈsɪdɚ
  • British English phonetic: kənˈsɪdə
  • (Verb - transitive) (مسئله، موضوع) مورد توجه قرار دادن، توجه کردن به، پرداختن به، عنایت کردن به، ملاحظه کردن، رسیدگی کردن، مورد رسیدگی قرار دادن، وارسی کردن، سنجیدن، سبک و سنگین کردن، حساب کردن، فکر کردن به، دقت کردن به
    • - he considered her every wish
    • - همه‌ی خواسته‌های او را برآورده کرد
  • (Verb - transitive) (واقعیت، احساسات) به حساب آوردن، به شمار آوردن، در نظر گرفتن، منظور داشتن
    • - her health is very good if you consider her age
    • - با در نظر گرفتن سنش سلامتی او خیلی خوب است
    • - I consider him a good person
    • - فکر می‌کنم (یا از نظر من) او آدم خوبی است
    • - all things considered
    • - با در نظر گرفتن همه چیز، پس از بررسی همه‌ی جوانب
    مشاهده نمونه جمله بیشتر
  • (Verb - transitive) فرض کردن، پنداشتن، انگاشتن، تصور کردن، دانستن، تلقی کردن، قلمداد کردن، محسوب کردن، شمردن

دیکشنری و مترجم متن دو زبانه انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی

English to Persian/Farsi and Persian/Farsi to English dictionary and translator