گذشتهی ساده:
allowed forشکل سوم:
allowed forسومشخص مفرد:
allows forوجه وصفی حال:
allowing forدر نظر گرفتن، لحاظ کردن
Did you allow for extra time?
آیا زمان اضافی را لحاظ کردید؟
Urban planning must allow for population growth.
برنامهریزی شهری باید رشد جمعیت را در نظر بگیرد.
Always allow for potential technical issues.
همیشه مشکلات فنی احتمالی را لحاظ کنید.
Scientists must allow for experimental error.
دانشمندان باید خطای تجربی را در نظر بگیرند.
فراهم کردن، ممکن ساختن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The new design will allow for easier assembly.
طراحی جدید مونتاژ آسانتر را ممکن میسازد.
This study will allow for a deeper understanding of the phenomenon.
این مطالعه درک عمیقتری از پدیده را فراهم میکند.
The revised schedule will allow for more research time.
برنامهی بازبینیشده زمان بیشتری برای تحقیق فراهم میکند.
به حساب آوردن، منظور کردن، در نظر گرفتن
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «allow for» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/allow-for