شکل مفرد این لغت: تبعت یا تبعه
consequences, ramifications
consequences
ramifications
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او هشدارها را نادیده گرفت و مجبور شد با تبعات جدی اعمالش روبهرو شود.
He ignored the warning signs and had to face the serious consequences of his actions.
حکومت هشدار داد که عدم کاهش آلودگی زیستمحیطی، تبعات محیطزیستی طولانیمدتی خواهد داشت.
The government warned that failing to reduce pollution would have long-term environmental ramifications.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تبعات» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تبعات