cosmetic, decorative
cosmetic
decorative
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او معاملهای پرسود با یک شرکت آرایشی دارد.
She has a lucrative deal with a cosmetics company.
او یک آینهی آرایشی خرید تا بالای شومینه آویزان کند؛ هرچند هیچ هدف کاربردی نداشت.
She bought a decorative mirror to hang above the fireplace, even though it served no practical purpose.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «آرایشی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/آرایشی