آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ اسفند ۱۴۰۳

      Deal With

      ˈdiːl wɪθ diːl wɪð

      گذشته‌ی ساده:

      dealt with

      شکل سوم:

      dealt with

      سوم‌شخص مفرد:

      deals with

      وجه وصفی حال:

      dealing with

      معنی deal with | جمله با deal with

      phrasal verb B1

      به عهده گرفتن، سروکار داشتن، پرداختن به، رسیدگی کردن به (به‌عنوان بخشی از شغل)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      I often deal with international clients.

      من اغلب با مشتریان بین‌المللی سروکار دارم.

      He deals with complaints from the public.

      او به شکایات مردم رسیدگی می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She deals with all the financial matters.

      او به تمام امور مالی رسیدگی می‌پردازد.

      The support team deals with technical issues.

      تیم پشتیبانی، مسائل فنی را به عهده می‌گیرند.

      phrasal verb B1

      حل و فصل کردن، حل کردن، سروکله زدن، رسیدگی کردن، مقابله کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      We need to deal with the urgent repairs before winter.

      ما باید قبل‌از زمستان به تعمیرات فوری رسیدگی کنیم.

      The government must deal with rising unemployment rates.

      دولت باید افزایش نرخ بیکاری را حل‌وفصل کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They had to deal with a sudden drop in sales.

      آن‌ها مجبور شدند با کاهش ناگهانی فروش مقابله کنند.

      I'm not sure how to deal with this complicated situation.

      مطمئن نیستم چگونه با این وضعیت پیچیده سروکله بزنم.

      phrasal verb

      درباره‌ی چیزی بودن، پرادختن به موضوعی، درباره‌‌ی چیزی بحث کردن

      Her research deals with the effects of climate change.

      تحقیقات او به بررسی اثرات تغییرات آب‌وهوایی می‌پردازد.

      This chapter deals with the topic of renewable energy.

      این فصل درباره‌ی موضوع انرژی‌های تجدیدپذیر است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The documentary deals with the lives of refugees.

      این مستند به زندگی پناهندگان می‌پردازد.

      phrasal verb

      رفتار کردن، تا کردن، برخورد کردن، سلوک کردن، کنار آمدن

      She's excellent at dealing with difficult customers.

      او در برخورد با مشتریان سرسخت بسیار عالی است.

      It's important to deal with employees fairly.

      مهم است که با کارمندان به‌طور عادلانه رفتار شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Politicians must be able to deal with the press effectively.

      سیاست‌مداران باید بتوانند به‌طور موثر با مطبوعات تا کنند.

      be easy to deal with

      آدم راحتی بودن، آدم خوش سلوکی بودن

      phrasal verb

      معامله داشتن، کار کردن

      I prefer to deal with local suppliers whenever possible.

      من ترجیح می‌دهم تاحدامکان با تأمین‌کنندگان محلی معامله کنم.

      Our company has dealt with them for over a decade.

      شرکت ما بیش‌از یک دهه است که با آن‌ها کار می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She refused to deal with that particular vendor after the last incident.

      او پس‌از حادثه‌ی اخیر از معامله با آن فروشنده‌ی خاص خودداری کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد deal with

      1. verb handle, manage
        Synonyms:
        manage treat use control take care of consider direct attend to cope with act approach oversee review discuss concern see to take behave rid conduct oneself behave toward live with clear play have to do with unburden get a handle on something make it make a go of it hack it
        Antonyms:
        mismanage

      Collocations

      deal with questions

      پاسخ دادن به سوالات، رسیدگی کردن به سوالات

      deal with the complexities

      رسیدگی به پیچیدگی ها

      سوال‌های رایج deal with

      گذشته‌ی ساده deal with چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده deal with در زبان انگلیسی dealt with است.

      شکل سوم deal with چی میشه؟

      شکل سوم deal with در زبان انگلیسی dealt with است.

      وجه وصفی حال deal with چی میشه؟

      وجه وصفی حال deal with در زبان انگلیسی dealing with است.

      سوم‌شخص مفرد deal with چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد deal with در زبان انگلیسی deals with است.

      ارجاع به لغت deal with

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «deal with» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/deal-with

      لغات نزدیک deal with

      • - deal a deathblow to
      • - deal out
      • - deal with
      • - deal with questions
      • - deal with the complexities
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.