آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳

    Oversee

    ˌoʊvərˈsiː ˌəʊvəˈsiː

    گذشته‌ی ساده:

    oversaw

    شکل سوم:

    overseen

    سوم‌شخص مفرد:

    oversees

    وجه وصفی حال:

    overseeing

    معنی oversee | جمله با oversee

    verb - transitive C1

    نظارت کردن، سرپرستی کردن

    He oversees the construction of the bridge.

    او کار ساختن پل را سرپرستی می‌کند.

    She was hired to oversee the company's marketing campaign.

    او برای نظارت کردن بر کمپین بازاریابی شرکت استخدام شد.

    verb - transitive

    زیرنظر داشتن، پاییدن، سرکشی کردن، رصد کردن، اشراف داشتن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    From his second-floor window he oversees the whole town.

    او از پنجره‌ی آپارتمان خود در طبقه‌ی دوم بر تمام شهر اشراف دارد.

    The teacher will oversee the students during the field trip.

    معلم در طول سفر علمی، دانش‌آموزان را زیرنظر خواهد داشت.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد oversee

    1. verb manage, supervise
      Synonyms:
      supervise watch look after overlook command boss captain inspect eye shepherd herd chaperon quarterback skipper superintend survey ride herd on call the shots run the show keep one’s eye on baby-sit sit on top of be in driver’s seat
      Antonyms:
      obey follow

    سوال‌های رایج oversee

    گذشته‌ی ساده oversee چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده oversee در زبان انگلیسی oversaw است.

    شکل سوم oversee چی میشه؟

    شکل سوم oversee در زبان انگلیسی overseen است.

    وجه وصفی حال oversee چی میشه؟

    وجه وصفی حال oversee در زبان انگلیسی overseeing است.

    سوم‌شخص مفرد oversee چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد oversee در زبان انگلیسی oversees است.

    ارجاع به لغت oversee

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «oversee» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/oversee

    لغات نزدیک oversee

    • - overseas
    • - overseas cap
    • - oversee
    • - overseer
    • - oversell
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.