آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      License

      ˈlaɪsns ˈlaɪsns

      گذشته‌ی ساده:

      licensed

      شکل سوم:

      licensed

      سوم‌شخص مفرد:

      licenses

      وجه وصفی حال:

      licensing

      شکل جمع:

      licenses

      معنی license | جمله با license

      verb - transitive C1

      ( licence ) اجازه، پروانه، جواز، جواز شغل، اجازه رفتن دادن، پروانه دادن، مرخص کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      a license to sell alcoholic beverages

      پروانه‌ی فروش مشروبات الکلی

      driver's license

      گواهینامه‌ی رانندگی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a marriage license

      قباله‌ی ازدواج

      a license to practice medicine

      جواز پزشکی (اجازه طبابت)

      You can depart without their license.

      شما می‌توانید بدون رخصت آن‌ها عزیمت کنید.

      poetic license

      بخشودگی شعری (به‌ویژه در مورد شاعری که در تنگنای قافیه گیر کرده‌است)

      He demands that he be given greater license in the exercise of his duties.

      او خواهان آن است که در انجام وظایف خود از آزادی عمل بیشتری برخوردار باشد.

      Freedom of the press should not be turned into license.

      آزادی رسانه‌ها نباید تبدیل به خودکامگی بشود.

      In some tribes adolescent license and pregnancy are common.

      در برخی از قبایل بی‌بندوباری جنسی و آبستنی در میان نوجوانان عادی است.

      a licensed physician

      پزشک مجاز، پزشک دارای جواز طبابت

      He is not licensed to sell alcoholic drinks.

      او جواز فروش نوشابه‌های الکلی را ندارد.

      He feels he is licensed to do as he pleases.

      او می‌پندارد که اجازه دارد هر کاری دلش بخواهد بکند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد license

      1. noun authority, permission
        Synonyms:
        permission right permit authorization leave liberty freedom consent okay warrant entitlement privilege grant exemption dispensation go-ahead green light ticket carte blanche charter immunity latitude self-determination unconstraint
        Antonyms:
        prohibition refusal ban withholding
      1. noun abandon, indulgence
        Synonyms:
        excess self-indulgence disorder lawlessness anarchy unrestraint debauchery immoderation laxity looseness prodigality relaxation slackness complacency sensuality wildness effrontery arrogance boldness gluttony irresponsibility presumptuousness relaxedness unruliness wantonness animalism audacity forwardness impropriety refractoriness sauciness temerity profligacy
        Antonyms:
        reason
      1. verb authorize
        Synonyms:
        allow permit let enable empower sanction warrant certify commission accredit privilege
        Antonyms:
        prohibit refuse ban withhold

      Idioms

      licence to print money

      (انگلیس - عامیانه) طرح و غیره که تصویب شده است؛ ولی خیلی گران و ولخرجانه است

      licensing laws

      (انگلیس) قوانین مربوط به محل و زمان فروش نوشیدنی‌های الکلی

      لغات هم‌خانواده license

      noun
      licence, licensee
      adjective
      licensed
      verb - transitive
      license

      سوال‌های رایج license

      گذشته‌ی ساده license چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده license در زبان انگلیسی licensed است.

      شکل سوم license چی میشه؟

      شکل سوم license در زبان انگلیسی licensed است.

      شکل جمع license چی میشه؟

      شکل جمع license در زبان انگلیسی licenses است.

      وجه وصفی حال license چی میشه؟

      وجه وصفی حال license در زبان انگلیسی licensing است.

      سوم‌شخص مفرد license چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد license در زبان انگلیسی licenses است.

      ارجاع به لغت license

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «license» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/license

      لغات نزدیک license

      • - licence to print money
      • - licensable
      • - license
      • - license plate
      • - licensed
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      super ser self re psycho psych platy pale oleo cross demi- dextro- down e electrotype بالا رفتن تیزرو مته‌به‌خشخاش‌گذاری بدون وصیت‌نامه ساخته‌ی ذهن مخمس مرابطه مردری مهرگیاه کپک‌زده وبا مسام راه هوایی پرستار غبطه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.