Arrogance

ˈærəɡəns ˈærəɡəns
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    arrogances

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun uncountable
گردن‌فرازی، خودبینی، تکبر، نخوت، گستاخی، شدت عمل

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- Napoleon's arrogance caused his defeat.
- بلندپروازی‌های ناپلئون موجب شکستش شد.
- The victors' arrogance intensified the people's hatred.
- نخوت فاتحین نفرت مردم را بیشتر کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد arrogance

  1. noun exaggerated self-opinion
    Synonyms:
    vanity pride ego conceit smugness airs cheek nerve gall brass insolence haughtiness self-love pompousness ostentation pretension audacity hubris egotism loftiness aloofness swagger pomposity crust chutzpah presumption overbearance self-importance disdain bluster hauteur scornfulness braggadocio conceitedness disdainfulness priggishness pretentiousness contemptuousness superciliousness high-handedness imperiousness
    Antonyms:
    humility meekness servility

ارجاع به لغت arrogance

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «arrogance» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/arrogance

لغات نزدیک arrogance

پیشنهاد بهبود معانی