آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ شهریور ۱۴۰۵

      Pride

      praɪd praɪd

      گذشته‌ی ساده:

      prided

      شکل سوم:

      prided

      سوم‌شخص مفرد:

      prides

      وجه وصفی حال:

      priding

      شکل جمع:

      prides

      معنی pride | جمله با pride

      noun uncountable B2

      غرور، مباهات، فخر، تکبر

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      Pride is one of the seven deadly sins.

      غرور یکی از هفت گناه کبیره است.

      While national pride can foster unity and cultural preservation, excessive displays of it may sometimes lead to isolationist policies.

      درحالی‌که غرور ملی می‌تواند به وحدت و حفظ فرهنگ کمک کند، نمایش بیش از حد آن گاهی ممکن است به سیاست‌های انزواگرایانه منجر شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      pride did not allow him to borrow money from anyone.

      غرور به او اجازه نمی‌داد از کسی پول قرض کند.

      His pride caused his destruction.

      تکبر او باعث نابودیش شد.

      noun uncountable B2

      افتخار، سرافرازی، سربلندی

      she pointed with pride to the delicious meals she had cooked.

      او با افتخار به غذاهای لذیذی که پخته بود اشاره کرد.

      Achieving a high score in the international English proficiency test can instill a significant sense of pride in test-takers.

      کسب نمره‌ی بالا در آزمون بین‌المللی مهارت زبان انگلیسی می‌تواند حس سرافرازی قابل توجهی را در شرکت‌کنندگان آزمون ایجاد کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the mother looked at her son with pride.

      مادر با سربلندی به فرزندش نگاه کرد.

      noun uncountable

      خودارجی، خودبرتربینی

      While confidence is essential, an overabundance of pride can impede collaborative academic efforts.

      درحالی‌که اعتمادبه‌نفس ضروری است، اما خودبرتربینی بیش از حد می‌تواند مانع تلاش‌های آکادمیک مشترک شود.

      His pride wouldn't let him admit he made a mistake, even when it was obvious to everyone else.

      خودبرتربینی به او اجازه نمی‌داد اعتراف کند که اشتباه کرده است، حتی وقتی برای دیگران واضح بود.

      noun countable C1

      جانورشناسی گله، دسته (از شیرها)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      The documentary focused on the territorial conflicts between two dominant prides, illustrating the complex ecological balance within the savanna ecosystem.

      مستند بر درگیری‌های ارضی بین دو گله‌ی غالب تمرکز داشت و تعادل اکولوژیکی پیچیده در اکوسیستم ساوانا را به تصویر می‌کشید.

      The tour guide explained that a pride usually consists of several adult females, their cubs, and a few adult males.

      راهنمای تور توضیح داد که یک گله معمولاً از چندین ماده‌ی بالغ، توله‌های آن‌ها و چند نر بالغ تشکیل شده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a pride of lions

      یک گله شیر

      noun countable uncountable

      (Pride) جشن دگرباشان، رژه‌ی افتخار (جشنی که افراد ال‌جی‌بی‌تی باید به گرایش جنسی خود مفتخر باشند)

      Participating in Pride fosters a sense of community and solidarity among LGBTQ+ individuals, which is crucial for mental well-being.

      شرکت در رژه‌ی افتخار حس اجتماع و هم‌بستگی را در میان افراد دگرباش جنسی تقویت می کند که برای سلامت روان بسیار مهم است.

      Are you going to the Pride this weekend? I heard there's going to be a fantastic lineup of performers.

      آیا این آخرهفته به جشن دگرباشان می‌روید؟ شنیدم که قرار است گروهی از هنرمندان فوق‌العاده حضور داشته باشند.

      verb - transitive

      بالیدن، افتخار کردن

      Many developing nations pride themselves on their rapid advancements in renewable energy technologies, aiming to set global benchmarks.

      بسیاری از کشورهای درحال توسعه به پیشرفت‌های سریع خود در فناوری‌های انرژی تجدیدپذیر افتخار می‌کنند و هدفشان تعیین معیارهای جهانی است.

      We really pride ourselves on providing excellent customer service at our small shop.

      ما واقعاً به ارائه‌ی خدمات عالی به مشتریان در فروشگاه کوچکمان افتخار می‌کنیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The city council prides itself on its efforts to create more green spaces and improve public transportation.

      شورای شهر به تلاش‌های خود برای ایجاد فضاهای سبز بیشتر و بهبود حمل‌ونقل عمومی می‌بالد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pride

      1. noun self-esteem
        Synonyms:
        self-respect self-confidence self-worth pridefulness self-regard self-love satisfaction happiness joy pleasure honor dignity ego gratification face delight self-satisfaction self-sufficiency sufficiency self-trust egoism egotism amour-propre self-admiration self-glorification ego trip repletion
        Antonyms:
        humility
      1. noun arrogance, self-importance
        Synonyms:
        vanity conceit egoism egotism haughtiness immodesty insolence presumption pretension smugness airs assumption self-love overconfidence disdain snobbery swagger big-headedness cockiness vainglory hubris self-exaltation pretentiousness condescension disdainfulness loftiness narcissism patronage huff contumely hauteur superbity superciliousness swelled head proud flesh pragmatism
        Antonyms:
        modesty humility shyness timidity
      1. noun treasure; best
        Synonyms:
        prize gem jewel choice top pick pride and joy boast cream elite prime flower fat glory
        Antonyms:
        disgrace
      1. verb take pleasure in accomplishment
        Synonyms:
        be proud boast brag exult revel in strut swagger swell vaunt puff up preen plume crow glory in flatter oneself presume pique congratulate felicitate hold head high gasconade overbear
        Antonyms:
        humble

      Collocations

      have (or take) pride (in something)

      (برای چیزی) به خود بالیدن، مفتخر بودن، نازیدن

      nurse one's pride

      عزت‌نفس جریحه‌دار (خود را) درمان کردن

      pride oneself (on something)

      (درباره‌ی چیزی) مفتخر بودن، به خود بالیدن، نازیدن، سربلند بودن، مباهات کردن

      sense of pride

      احساس غرور

      swallow your pride

      غرورت را کنار بگذار، غرورت را قورت بده

      Collocations بیشتر

      swell with pride

      سرشار از غرور شدن، غرق غرور شدن

      take pride in

      افتخار کردن به

      pride of lions

      گله شیرها

      Idioms

      have pride of place

      (انگلیس) مهمترین یا عالی‌ترین چیز بودن، گل سرسبد بودن، سرآمد بودن

      swallow one's pride

      بر غرور خود چیره شدن

      someone's pride and joy

      مایه‌ی رضایت و مباهات، مایه‌ی فخر و دل‌خوشی، مایه‌ی رضایت و افتخار

      سوال‌های رایج pride

      شکل جمع pride چی میشه؟

      شکل جمع pride در زبان انگلیسی prides است.

      ارجاع به لغت pride

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pride» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pride

      لغات نزدیک pride

      • - prickly pear
      • - prickly poppy
      • - pride
      • - pride of lions
      • - pride of place
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.