آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ فروردین ۱۴۰۳

      Brag

      bræɡ bræɡ

      گذشته‌ی ساده:

      bragged

      شکل سوم:

      bragged

      سوم‌شخص مفرد:

      brags

      وجه وصفی حال:

      bragging

      صفت تفضیلی:

      bragger

      صفت عالی:

      braggest

      معنی brag | جمله با brag

      verb - intransitive verb - transitive informal

      پز دادن، لاف زدن، قپی آمدن، بالیدن، چسی آمدن، هارت‌وپورت کردن، نازیدن، منم‌منم کردن، فخر فروختن، رجز خواندن

      She bragged a lot about her children's education.

      خیلی درباره‌ی تحصیلات فرزندانش به خود می‌نازید.

      stop bragging

      دست از لاف زدن بردارید

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He kept bragging about his braveries during the war.

      دائماً درباره‌ی دلاوری‌های خود در جنگ لاف می‌زد.

      noun uncountable

      لاف، قپی، مباهات، افتخار، بالیدن، تفاخر، فخر، بالندگی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      the brag and show of that royal court

      لاف و گزافی که در آن دربار سلطنتی وجود داشت

      The team's win was the ultimate brag for the underdogs.

      برد این تیم نهایت افتخار برای تیم‌های ضعیف بود.

      adjective

      قدیمی لاف‌زن، چاخان، فخرفروش، خودستا

      the braggest of all soldiers

      چاخان‌ترین سرباز

      His brag skills on the basketball court were unmatched.

      مهارت‌های خودستایی او در زمین بسکتبال بی‌نظیر بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد brag

      1. verb talk boastingly
        Synonyms:
        boast swagger mouth vaunt exult crow gloat puff bluster prate showboat grandstand gasconade blow one’s own horn pat oneself on the back hotdog jive shuck rodomontade
        Antonyms:
        be quiet be modest deprecate

      سوال‌های رایج brag

      گذشته‌ی ساده brag چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده brag در زبان انگلیسی bragged است.

      شکل سوم brag چی میشه؟

      شکل سوم brag در زبان انگلیسی bragged است.

      وجه وصفی حال brag چی میشه؟

      وجه وصفی حال brag در زبان انگلیسی bragging است.

      سوم‌شخص مفرد brag چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد brag در زبان انگلیسی brags است.

      صفت تفضیلی brag چی میشه؟

      صفت تفضیلی brag در زبان انگلیسی bragger است.

      صفت عالی brag چی میشه؟

      صفت عالی brag در زبان انگلیسی braggest است.

      ارجاع به لغت brag

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «brag» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/brag

      لغات نزدیک brag

      • - bradykinin
      • - brae
      • - brag
      • - braggadocio
      • - braggart
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.