Contumely

kɒnˈtuːməli ˈkɒntjuːmli
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

اهانت، بی حرمتی، خفت، سبکی، توهین

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد contumely

  1. noun an act that offends a person's sense of pride or dignity
    Synonyms:
    offense insult affront indignity outrage slight despite
  1. noun harsh, often insulting language
    Synonyms:
    insult abuse rudeness contempt scorn humiliation reproach arrogance insolence disdain remark insulting vituperation vilification reviling railing invective revilement scurrility billingsgate scurrilousness obloquy

ارجاع به لغت contumely

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «contumely» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/contumely

لغات نزدیک contumely

پیشنهاد بهبود معانی