آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ شهریور ۱۴۰۴

      Permission

      pərˈmɪʃn pəˈmɪʃn

      معنی permission | جمله با permission

      noun uncountable B1

      اجازه، اذن، رخصت، مجوز، رضایت

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      He has my permission to read my letters.

      او از من اجازه دارد که نامه‌هایم بخواند.

      He entered the building without permission and was fined.

      او بدون مجوز وارد ساختمان شد و جریمه گردید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      with your permission

      با اجازه‌ی شما

      according to the publisher's permission

      طبق اجازه‌ی ناشر

      permission to go

      اجازه‌ی رفتن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد permission

      1. noun authorization, consent
        Synonyms:
        approval agreement consent license permit allowance endorsement sanction concession recognition acceptance assent leave carte blanche warrant freedom liberty okay promise privilege validation acknowledgment dispensation toleration tolerance sufferance concurrence admission condonation condonance avowal imprimatur rubber stamp approbation canonization sanctification letting indulgence stamp of approval
        Antonyms:
        denial prohibition veto

      Collocations

      give permission

      اجازه دادن

      grant permission

      اجازه دادن، مجوز دادن

      obtain permission

      کسب اجازه / مجوز گرفتن

      seek permission

      درخواست اجازه کردن، اجازه خواستن

      لغات هم‌خانواده permission

      noun
      permission, permit, permissiveness
      adjective
      permissible, permissive
      verb - transitive
      permit

      سوال‌های رایج permission

      معنی permission به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی permission در زبان فارسی به «اجازه» یا «رخصت» ترجمه می‌شود.

      اجازه مفهومی است که در زندگی فردی و اجتماعی بشر نقشی بنیادی ایفا می‌کند. در ساده‌ترین تعریف، permission به معنای اعطای حق یا امکان انجام یک عمل از سوی فرد یا نهادی است که قدرت یا اختیار لازم را دارد. این واژه می‌تواند در زمینه‌های بسیار متنوعی به کار رود؛ از روابط روزمره میان افراد گرفته تا محیط‌های آموزشی، کاری، علمی و حتی فناوری‌های دیجیتال. به همین دلیل، مفهوم اجازه تنها یک واژه‌ی ساده نیست، بلکه پایه‌ای از ساختار تعاملات انسانی و اجتماعی به شمار می‌رود.

      از دیدگاه ارتباطی، permission نشانه‌ی احترام و درک متقابل است. زمانی که فردی برای انجام کاری درخواست اجازه می‌کند، در واقع به مرزها، حقوق و استقلال دیگری احترام می‌گذارد. همین عمل ساده به ظاهر، می‌تواند به ایجاد اعتماد، صمیمیت و هماهنگی بیشتر کمک کند. بنابراین، اجازه را می‌توان یکی از عناصر کلیدی اخلاق در تعاملات انسانی دانست؛ عنصری که هم نظم اجتماعی را حفظ می‌کند و هم روابط فردی را عمیق‌تر می‌سازد.

      در حوزه‌های رسمی و سازمانی، permission اغلب با سلسله‌مراتب و ضوابط همراه است. مثلاً در محیط کار، کارکنان برای دسترسی به منابع یا انجام پروژه‌های خاص به اجازه‌ی مدیران نیاز دارند. این موضوع نشان‌دهنده‌ی نقش اجازه در مدیریت و کنترل منابع است. همچنین در آموزش، دانشجویان و دانش‌آموزان برای برخی فعالیت‌ها نیازمند کسب اجازه از اساتید یا مسئولان هستند که این امر نیز بخشی از نظم آموزشی محسوب می‌شود.

      از منظر فناوری، واژه‌ی permission به شکلی گسترده وارد ادبیات دیجیتال شده است. در تلفن‌های هوشمند و نرم‌افزارها، permissions به مجوزهایی اشاره دارد که کاربر به یک برنامه برای دسترسی به داده‌ها یا امکانات خاص می‌دهد؛ مانند دسترسی به دوربین، میکروفون یا موقعیت مکانی. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی اهمیت حفظ حریم خصوصی و کنترل فردی بر داده‌ها در عصر دیجیتال است. در واقع، مفهوم اجازه در این حوزه نه تنها امنیت بلکه اعتماد کاربران را نیز تضمین می‌کند.

      permission واژه‌ای است که به ما یادآوری می‌کند تعاملات انسانی و اجتماعی بدون وجود احترام متقابل، هماهنگی و توجه به مرزهای فردی ناقص خواهد بود. چه در ارتباطات روزمره و چه در محیط‌های رسمی و فناوری، اجازه نقشی فراتر از یک عمل ساده دارد. این واژه نمادی است از اهمیت پذیرش دیگری، رعایت قواعد و ساختن فضایی که در آن آزادی فردی و مسئولیت جمعی همزمان به رسمیت شناخته شوند.

      ارجاع به لغت permission

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «permission» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/permission

      لغات نزدیک permission

      • - permian
      • - permissible
      • - permission
      • - permissive
      • - permissively
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.