آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ شهریور ۱۴۰۴

    Permissiveness

    pərˈmɪs.ɪv.nəs pəˈmɪs.ɪv.nəs

    معنی permissiveness

    noun

    (روانشناسی) آسان‌گیری

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد permissiveness

    1. noun a disposition to allow freedom of choice and behavior
      Synonyms:
      tolerance
      Antonyms:
      unpermissiveness

    لغات هم‌خانواده permissiveness

    noun
    permission, permit, permissiveness
    adjective
    permissible, permissive
    verb - transitive
    permit

    سوال‌های رایج permissiveness

    معنی permissiveness به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «permissiveness» در زبان فارسی به «سهل‌گیری»، «آزاداندیشی بیش از حد» یا «سهل‌گیری افراطی» ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی «permissiveness» به حالتی اشاره دارد که در آن محدودیت‌ها، قوانین یا چارچوب‌ها به صورت بیش از حد نرم، آزاد یا انعطاف‌پذیر اعمال می‌شوند. فرد، سازمان یا جامعه‌ای که دارای «permissiveness» است، در برابر رفتارها، انتخاب‌ها یا تخلفات احتمالی تساهل زیادی نشان می‌دهد و گاهی اجازه می‌دهد افراد بدون رعایت کامل قواعد عمل کنند. این ویژگی می‌تواند مثبت باشد، زیرا انعطاف‌پذیری و آزادی عمل بیشتری ایجاد می‌کند، اما در مواردی منجر به بی‌نظمی، سوءاستفاده یا کاهش مسئولیت‌پذیری نیز می‌شود.

    در زندگی روزمره، «permissiveness» ممکن است در خانواده، مدرسه یا محیط کاری مشاهده شود. برای مثال، والدینی که در تربیت فرزندان خود بسیار سهل‌گیر هستند و قوانین مشخص یا محدودیت‌های روشنی تعیین نمی‌کنند، ممکن است سبک تربیتی «permissive» داشته باشند. چنین سبک تربیتی می‌تواند باعث احساس آزادی و خلاقیت در فرزندان شود، اما در عین حال ممکن است منجر به ناتوانی در رعایت قواعد، بی‌نظمی یا دشواری در کنترل رفتارها شود.

    در محیط‌های اجتماعی و فرهنگی، «permissiveness» گاهی به آزاداندیشی یا پذیرش رفتارهای متفاوت و نوین اشاره دارد. این ویژگی می‌تواند نشانه‌ای از بازبودن ذهن و تحمل تفاوت‌ها باشد و به ایجاد محیطی متنوع و پویا کمک کند. با این حال، وقتی «permissiveness» افراطی باشد، ممکن است ارزش‌ها، قوانین یا استانداردهای ضروری جامعه نادیده گرفته شود و تعادل بین آزادی فردی و مسئولیت اجتماعی به هم بخورد.

    در متون روان‌شناسی و آموزشی، «permissiveness» اغلب به سبک‌های رفتاری و تربیتی اشاره دارد و تحلیل می‌شود که چگونه تساهل بیش از حد می‌تواند بر رشد شخصیتی، خودکنترلی و مسئولیت‌پذیری تأثیر بگذارد. روان‌شناسان معتقدند که توازن میان آزادی و محدودیت برای پرورش رفتار سالم و توسعه مهارت‌های اجتماعی ضروری است و «permissiveness» بدون کنترل می‌تواند مشکلاتی ایجاد کند.

    «permissiveness» مفهومی است از سهل‌گیری، آزادی بیش از حد و انعطاف‌پذیری در اعمال قوانین، محدودیت‌ها یا رفتارها. این واژه می‌تواند بار مثبت (انعطاف، آزادی، پذیرش تفاوت‌ها) یا منفی (بی‌نظمی، کاهش مسئولیت، سوءاستفاده) داشته باشد و کاربرد آن در تحلیل تربیت، محیط کاری، رفتار اجتماعی و فرهنگی اهمیت دارد. شناخت دقیق «permissiveness» به درک بهتر مرز میان آزادی و مسئولیت کمک می‌کند و ابزار مهمی برای تحلیل رفتارها و ساختارهای اجتماعی است.

    ارجاع به لغت permissiveness

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «permissiveness» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/permissiveness

    لغات نزدیک permissiveness

    • - permissive
    • - permissively
    • - permissiveness
    • - permit
    • - permitivity
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.