Toleration

American: ˈtɑːlərns British: ˌtɒləˈreɪʃn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    tolerations

معنی

noun C2
مدارا، بردباری، تحمل، آزادی، آزادگی، آزادمنشی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد toleration

  1. noun forbearing or lenient treatment
    Synonyms:
    tolerance charity leniency indulgence forbearance lenience acceptance lenity charitableness sufferance

ارجاع به لغت toleration

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «toleration» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/toleration

لغات نزدیک toleration

پیشنهاد بهبود معانی