Prohibit

prəˈhɪbɪt prəˈhɪbɪt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    prohibited
  • شکل سوم:

    prohibited
  • سوم‌شخص مفرد:

    prohibits
  • وجه وصفی حال:

    prohibiting

معنی و نمونه‌جمله‌ها

verb - transitive B2
منع کردن، ممنوع کردن، تحریم کردن، نهی، غدقن کردن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه‌ی ضروری

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری
- Smoking is prohibited.
- سیگار کشیدن ممنوع است.
- Parking is prohibited.
- پارک کردن (در اینجا) ممنوع است.
- People are prohibited from gathering in streets.
- مردم حق ندارند در خیابان‌ها اجتماع کنند.
- Lack of money prohibits the completion of the project.
- فقدان پول مانع اتمام طرح است.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد prohibit

  1. verb make impossible; stop
    Synonyms:
    prevent stop block obstruct impede hinder restrict inhibit constrain preclude forbid ban proscribe restrain outlaw veto disallow rule out halt kill freeze spike interdict debar shut out hold up tie up stymie hamper gridlock hang up nix enjoin taboo forfend cool put down lock up cork bottle up put a lock on put chill on pass on box in jam up bring to screeching halt put a stopper in keep lid on throw cold water on put half nelson on zing
    Antonyms:
    allow permit favor push

لغات هم‌خانواده prohibit

  • verb - transitive
    prohibit

ارجاع به لغت prohibit

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «prohibit» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/prohibit

لغات نزدیک prohibit

پیشنهاد بهبود معانی