آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ تیر ۱۴۰۴

      Forbid

      fərˈbɪd fəˈbɪd

      گذشته‌ی ساده:

      forbade

      شکل سوم:

      forbidden

      سوم‌شخص مفرد:

      forbids

      وجه وصفی حال:

      forbidding

      معنی forbid | جمله با forbid

      verb - transitive B2

      ممنوع کردن، قدغن کردن، منع کردن، باز داشتن، اجازه ندادن، نهی کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      He was forbidden to leave the house.

      به او اجازه نداده بودند که از خانه بیرون برود.

      Smoking is forbidden.

      به‌کارگیری‌ دخانیات ممنوع است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I forbid you to associate with him.

      تو را از همنشینی با او منع می‌کنم.

      The doctor has forbidden him to drink alcoholic beverage.

      دکتر او را از نوشیدن مشروبات الکلی منع کرده است.

      The steepness of the slope forbade ascent.

      شیب زیاد سربالایی، بالا رفتن را میسر نمی‌کرد.

      Women are forbidden in this club.

      ورود زن‌ها به این باشگاه ممنوع است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد forbid

      1. verb outlaw, prohibit an action
        Synonyms:
        ban stop prohibit prevent restrict block exclude obstruct restrain impede inhibit censor deny hinder oppose preclude disallow veto cancel debar embargo interdict spike taboo freeze rule out withhold halt shut down shut out say no declare illegal hold up enjoin check nix stymie obviate forestall forfend put the chill on
        Antonyms:
        allow permit approve authorize sanction

      سوال‌های رایج forbid

      گذشته‌ی ساده forbid چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده forbid در زبان انگلیسی forbade است.

      شکل سوم forbid چی میشه؟

      شکل سوم forbid در زبان انگلیسی forbidden است.

      وجه وصفی حال forbid چی میشه؟

      وجه وصفی حال forbid در زبان انگلیسی forbidding است.

      سوم‌شخص مفرد forbid چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد forbid در زبان انگلیسی forbids است.

      ارجاع به لغت forbid

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «forbid» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/forbid

      لغات نزدیک forbid

      • - forbearance
      • - forbearing
      • - forbid
      • - forbiddance
      • - forbidden
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.