آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ مرداد ۱۴۰۴

      Cancel

      ˈkænsl ˈkænsl

      گذشته‌ی ساده:

      cancelled

      شکل سوم:

      cancelled

      سوم‌شخص مفرد:

      cancels

      وجه وصفی حال:

      cancelling

      معنی cancel | جمله با cancel

      verb - transitive B1

      لغو کردن (رویدادی برنامه‌ریزی‌شده و غیره)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      He canceled the concert at the last minute due to technical difficulties.

      او در آخرین لحظه کنسرت را به دلیل مشکلات فنی لغو کرد.

      He cancelled his trip.

      سفرش را لغو کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They had to cancel the conference.

      مجبور شدند کنفرانس را لغو کنند.

      verb - transitive B1

      باطل کردن (بلیت و چک و غیره)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      I need to cancel the magazine subscription before the next issue is sent.

      پیش از ارسال شماره‌ی بعدی باید اشتراک مجله را باطل کنم.

      The bank canceled the check.

      بانک چک را لغو کرد.

      verb - transitive

      متوقف کردن پخش، روی آنتن نبردن (برنامه‌ی تلویزیونی، پس‌از پخش یک یا چند قسمت)

      The network chose to cancel the show without explanation.

      این شبکه بدون هیچ توضیحی پخش برنامه را لغو کرد.

      The network decided to cancel the popular show after just one season.

      شبکه تصمیم گرفت این برنامه‌ی محبوب را پس از تنها یک فصل پخش روی آنتن نبرد.

      verb - transitive

      باطل کردن، از اعتبار انداختن، از درجه‌ی اعتبار ساقط کردن (تمبر و غیره) (با زدن مهر)

      She will cancel the postage stamp after sending the letter.

      او پس از ارسال نامه تمبر پستی را باطل خواهد کرد.

      Please cancel the stamp to indicate it has been used.

      لطفاً تمبر را از اعتبار بیندازید تا نشان دهد از آن استفاده شده است.

      verb - transitive informal

      از حمایت دست برداشتن (از شخص یا شرکت و غیره)

      She decided to cancel her.

      تصمیم گرفت از حمایت از او دست بردارد.

      Fans quickly canceled the actor after his controversial remarks on social media.

      پس از اظهارات جنجالی این بازیگر در شبکه‌های اجتماعی، طرفداران به‌سرعت از حمایت از او دست برداشتند.

      verb - transitive

      حقوق فسخ کردن، الغا کردن (قرارداد و غیره)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      The company decided to cancel the contract.

      شرکت تصمیم گرفت قرارداد را فسخ کند.

      The company will cancel the contract if the client fails to meet the agreed-upon terms.

      اگر مشتری شرایط مورد توافق را رعایت نکند، شرکت قرارداد را الغا خواهد کرد.

      verb - transitive

      پس گرفتن، لغو کردن (سفارش)

      I need to cancel my order for those shoes.

      باید سفارش آن کفش‌ها را پس بگیرم.

      I canceled the wrong order.

      سفارش اشتباه را لغو کردم.

      verb - transitive

      جبران کردن، خنثی کردن، سر‌به‌سر کردن، خنثی شدن

      The benefits of the new policy cancel out the disadvantages.

      مزایای سیاست جدید معایب را جبران می‌کند.

      The extra expenses were canceled out.

      هزینه های اضافی سربه‌سر شد.

      verb - transitive

      ریاضی ساده کردن

      Don't forget to cancel the common factor before solving the problem.

      فراموش نکنید که قبل از حل مسئله، عامل مشترک را ساده کنید.

      To solve the equation, cancel the common factor.

      برای حل معادله، عامل مشترک را ساده کنید.

      verb - transitive

      حذف کردن، از قلم انداختن

      I will cancel the unnecessary items from the grocery shopping list.

      اقلام غیرضروری را از لیست خرید مواد غذایی حذف خواهم کرد.

      Let's cancel the last item on the list since we don't need it anymore.

      بیایید آخرین مورد در لیست را از قلم بیندازیم زیرا دیگر به آن نیاز نداریم.

      noun uncountable

      لغو

      The cancel of the event was due to unforeseen circumstances.

      لغو این رویداد به‌دلیل شرایط پیش‌بینی‌نشده بود.

      The hotel provided a cancel of the reservation at no charge.

      هتل [امکان] لغو رزرو بدون هزینه‌ را فراهم کرد.

      noun countable

      قسمت یا متن حذف‌شده

      After the cancel in the book, the storyline seemed incomplete.

      پس از قسمت حذف‌شده در کتاب، خط داستان ناقص به نظر می‌رسید.

      The cancel in the contract raised suspicions about some clauses.

      قسمت حذف‌شده‌ در قرارداد باعث ایجاد ظن در مورد برخی بندها شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cancel

      1. verb call off; erase
        Synonyms:
        delete remove eliminate destroy kill cut wipe out erase undo omit abolish end trash scrub squash cross out strike out rub out black out break off call off finish off repeal revoke expunge annul quash efface obliterate abort ax trim sink total smash zap off deface eradicate break repudiate countermand do away with do in wash out torpedo stamp across render invalid wipe slate clean go back on one’s word X-out abrogate rescind
        Antonyms:
        allow approve permit establish arrange uphold
      1. verb equal out
        Synonyms:
        offset counteract neutralize balance out make up for compensate for counterbalance redress negate invalidate nullify void quash repeal rescind revoke retract recant abrogate annul countermand call off abort discharge discard ignore refute suppress frustrate overthrow rule out set aside put an end to declare invalid render null and void render inert counterpoise countercheck redeem vacate
        Antonyms:
        imbalance tip

      Phrasal verbs

      cancel out

      خنثی کردن، بی‌اثر کردن

      Collocations

      make (or cancel) a reservation

      پیش‌گرفت کردن (یا باطل کردن)، از قبل جا ذخیره کردن (یا ذخیره‌ی جا را باطل کردن)

      سوال‌های رایج cancel

      گذشته‌ی ساده cancel چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده cancel در زبان انگلیسی cancelled است.

      شکل سوم cancel چی میشه؟

      شکل سوم cancel در زبان انگلیسی cancelled است.

      وجه وصفی حال cancel چی میشه؟

      وجه وصفی حال cancel در زبان انگلیسی cancelling است.

      سوم‌شخص مفرد cancel چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cancel در زبان انگلیسی cancels است.

      ارجاع به لغت cancel

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cancel» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cancel

      لغات نزدیک cancel

      • - canc
      • - cancan
      • - cancel
      • - cancel out
      • - cancellate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.