فقط تا پایان اردیبهشت فرصت دارید با قیمت ۱۴۰۳ اشتراک‌های فست‌دیکشنری را تهیه کنید.
آخرین به‌روزرسانی:

Negate

nɪˈɡeɪt nɪˈɡeɪt

گذشته‌ی ساده:

negated

شکل سوم:

negated

سوم‌شخص مفرد:

negates

وجه وصفی حال:

negating

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

verb - transitive

منفی کردن، خنثی کردن، بی‌اثر کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

He even negated the testimony of his own son.

او گواهی پسر خودش را هم انکار کرد.

His untimely death negated all our efforts.

مرگ نابه‌هنگام او همه‌ی کوشش‌های ما را بی‌اثر کرد.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد negate

  1. verb contradict, countermand
    Synonyms:
    deny oppose cancel refute negative reverse invalidate nullify rescind repeal abrogate annul gainsay traverse abate neutralize undo quash retract countermand frustrate disprove controvert impugn disallow revoke vitiate belie redress kill put down dump annihilate break with cancel out countercheck cross ding disaffirm fly in the face of stonewall turn down turn thumbs down void blackball
    Antonyms:
    approve allow permit

لغات هم‌خانواده negate

  • verb - transitive
    negate

ارجاع به لغت negate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «negate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/negate

لغات نزدیک negate

پیشنهاد بهبود معانی