آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Reverse

    rɪˈvɜrːs rɪˈvɜːs

    گذشته‌ی ساده:

    reversed

    شکل سوم:

    reversed

    سوم‌شخص مفرد:

    reverses

    وجه وصفی حال:

    reversing

    شکل جمع:

    reverses

    معنی reverse | جمله با reverse

    noun adjective countable C1

    وارونه، معکوس، پشت

    to read the alphabet in reverse

    الفبا را از آخر به اول خواندن (وارونه خواندن)

    reverse order

    ترتیب وارونه

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    She was hoping for a sunny day but the fact was just the reverse.

    او به امید یک روز آفتابی بود ولی واقعیت درست عکس آن بود.

    the reverse of a leaf

    پشت برگ

    the reverse side of a coin

    پشت یک سکه

    to put the gear in reverse

    دنده عقب گرفتن

    verb - transitive

    معکوس کردن، برگشتن، وارونه کردن، برگرداندن، پشت و رو کردن، نقض کردن، واژگون کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    to reverse the flow of a river

    جریان رودخانه را معکوس کردن

    The car reversed into the garage.

    اتومبیل از پشت وارد گاراژ شد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    to reverse the turning of the wheels

    چرخش چرخ‌ها را وارونه کردن

    The government reversed its policy.

    دولت سیاست خود را معکوس کرد.

    He reversed his glass as a signal that he did not want any more drinks.

    او به نشان اینکه دیگر مشروب نمی‌خواهد گیلاس خود را وارونه قرار داد.

    noun countable

    بدبختی، شکست

    They met with heavy reverses.

    با شکست‌های سنگینی مواجه شدند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد reverse

    1. noun opposite
      Synonyms:
      contradictory contrary inverse turn switch reversal contradiction antithesis converse rear bottom underside wrong side back change of mind turning turnabout turn around flip side other side about-face verso regression retrogression retroversion reversion flip-flop volte-face contra reversement antipole counter counterpole overturning
      Antonyms:
      same identical
    1. noun bad luck; failure
      Synonyms:
      misfortune adversity blow setback defeat disappointment mishap reversal hardship trial affliction check misadventure vicissitude catastrophe bath repulse conquering turnabout vanquishment
      Antonyms:
      success good luck good fortune progress
    1. verb turn upside down or backwards
      Synonyms:
      turn over invert flip-flop turn around back turn back overturn transpose shift exchange switch upend upset retreat go back revert back up transfer interchange rearrange move backwards backpedal backtrack go backwards inverse about-face evaginate evert capsize double back transplace
    1. verb cancel, change
      Synonyms:
      change modify alter undo retract repeal rescind revoke invalidate nullify negate lift recall overturn overthrow overset quash annul countermand renege dismantle set aside convert backtrack backpedal turn around flip-flop declare null and void double back turn the tables
      Antonyms:
      do enforce reserve go ahead meet

    Collocations

    reverse gear

    دنده عقب

    in reverse

    به عقب، وارونه، وارون، معکوس

    reverse the charge

    پول تلفن را به حساب گیرنده گذاشتن (آمریکا: call collect هم می‌گویند)

    لغات هم‌خانواده reverse

    noun
    reversal, reverse
    adjective
    reverse, reversible
    verb - transitive
    reverse

    سوال‌های رایج reverse

    گذشته‌ی ساده reverse چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده reverse در زبان انگلیسی reversed است.

    شکل سوم reverse چی میشه؟

    شکل سوم reverse در زبان انگلیسی reversed است.

    شکل جمع reverse چی میشه؟

    شکل جمع reverse در زبان انگلیسی reverses است.

    وجه وصفی حال reverse چی میشه؟

    وجه وصفی حال reverse در زبان انگلیسی reversing است.

    سوم‌شخص مفرد reverse چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد reverse در زبان انگلیسی reverses است.

    ارجاع به لغت reverse

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «reverse» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/reverse

    لغات نزدیک reverse

    • - revers
    • - reversal
    • - reverse
    • - reverse bias
    • - reverse discrimination
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.