Contradiction معنی

  • American English phonetic: ˌkɑːntrəˈdɪkʃn
  • British English phonetic: ˌkɒntrəˈdɪkʃn
  • Noun
    مخالف، تناقض، رد، ضد‌گویی، خلاف‌گویی
  • Noun
    تناقض، مغایرت
    • - The contradiction between what the government says and what the government does.
    • - مغایرت بین آنچه که دولت می‌گوید و آنچه که دولت می‌کند.
    • - "Kind cruelty" is a kind of contradiction in terms.
    • - «ظلم مهربانانه» نوعی تناقض واژه‌هاست.

دیکشنری و مترجم متن دو زبانه انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی

English to Persian/Farsi and Persian/Farsi to English dictionary and translator