Contradict Oneself

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

idiom
گفته‌ها/اعمال خود را نقض کردن، ضدونقیض حرف زدن، اعمال متناقض داشتن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
- Her opinions on the matter contradicted herself.
- نظرات او درباره‌ی این موضوع ضدونقیض بودند.
- The report's findings seem to contradict themselves; further investigation is needed.
- به نظر می‌رسد که یافته‌های گزارش با یکدیگر تناقض دارند؛ تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد contradict oneself

  1. idiom to express or take an action that opposes or is significantly different from something one has previously stated or done

ارجاع به لغت contradict oneself

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «contradict oneself» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/contradict-oneself

لغات نزدیک contradict oneself

پیشنهاد بهبود معانی