آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Inconsistency

ˌɪnkənˈsɪstənsi ˌɪnkənˈsɪstənsi

شکل جمع:

inconsistencies

معنی inconsistency | جمله با inconsistency

noun

ناهماهنگی، ناسازگاری، مغایرت، تضاد، تناقض

noun

عدم انسجام، آشفتگی، گسیختگی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
noun

(شخص) بی‌ثباتی، گوناگونی مزاج

The inconsistency of the details of his explanation made us suspicious.

تناقض جزئیات توضیح او، ما را مشکوک کرد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد inconsistency

سوال‌های رایج inconsistency

شکل جمع inconsistency چی میشه؟

شکل جمع inconsistency در زبان انگلیسی inconsistencies است.

ارجاع به لغت inconsistency

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «inconsistency» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/inconsistency

لغات نزدیک inconsistency

پیشنهاد بهبود معانی