آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Enforce

    ɪnˈfɔːrs ɪnˈfɔːs

    گذشته‌ی ساده:

    enforced

    شکل سوم:

    enforced

    سوم‌شخص مفرد:

    enforces

    وجه وصفی حال:

    enforcing

    معنی enforce | جمله با enforce

    verb - transitive C1

    اجراکردن، (بازور) از پیش بردن، وادار کردن، مجبورکردن، تأکیدکردن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    to enforce an argument with analogies

    استدلال را با قیاس و تمثیل تقویت کردن

    to enforce one's will on a child

    خواسته‌ی خود را به کودک تحمیل کردن

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    We will enforce the laws without regard to race or religion.

    قوانین را بدون در نظر گرفتن نژاد یا مذهب اجرا خواهیم کرد.

    law enforcement

    اجرای قانون

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد enforce

    1. verb put a rule, plan in force
      Synonyms:
      apply execute require make effect fulfill perform discharge implement administer administrate impose carry out exert stress emphasize support urge drive compel exact demand insist on necessitate oblige coerce force upon expect spur incite goad press reinforce sanction accomplish invoke dictate prosecute extort constrain crack down lean on whip hound impel dragoon strong-arm commandeer put into effect lash wrest egg on put screws to fortify
      Antonyms:
      neglect disregard drop abandon overlook give up forget forego

    لغات هم‌خانواده enforce

    noun
    enforcement, enforcer
    adjective
    enforceable, enforced
    verb - transitive
    enforce

    سوال‌های رایج enforce

    گذشته‌ی ساده enforce چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده enforce در زبان انگلیسی enforced است.

    شکل سوم enforce چی میشه؟

    شکل سوم enforce در زبان انگلیسی enforced است.

    وجه وصفی حال enforce چی میشه؟

    وجه وصفی حال enforce در زبان انگلیسی enforcing است.

    سوم‌شخص مفرد enforce چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد enforce در زبان انگلیسی enforces است.

    ارجاع به لغت enforce

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «enforce» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/enforce

    لغات نزدیک enforce

    • - enfleurage
    • - enfold
    • - enforce
    • - enforce the law
    • - enforceable
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.