امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Coerce

ˈkoʊɜːrs kəʊˈɜːs
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    coerced
  • شکل سوم:

    coerced
  • سوم‌شخص مفرد:

    coerces
  • وجه وصفی حال:

    coercing

معنی و نمونه‌جمله

verb - transitive
به زور وادار کردن، ناگزیر کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
- They coerced students into becoming members.
- آنان دانشجویان را مجبور کردند که عضو بشوند.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد coerce

  1. verb compel, press
    Synonyms:
    force make drive compel press oblige urge constrain push intimidate threaten menace impel repress restrict suppress cow bully pressurize browbeat strong-arm lean on terrorize beset hinder dragoon bulldoze concuss twist one’s arm high pressure put the squeeze on make an offer they can’t refuse shotgun
    Antonyms:
    leave alone

ارجاع به لغت coerce

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «coerce» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/coerce

لغات نزدیک coerce

پیشنهاد بهبود معانی