آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

      Lean On

      ˈliːn ɑn ˈliːn ɒn

      گذشته‌ی ساده:

      leaned on

      شکل سوم:

      leaned on

      سوم‌شخص مفرد:

      leans on

      وجه وصفی حال:

      leaning on

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از lean against به‌جای lean on استفاده کرد.

      همچنین می‌توان از leaned against به‌جای leaned on، از leans against به‌جای leans on و از leaning against به‌جایی leaning on استفاده کرد.

      معنی lean on | جمله با lean on

      phrasal verb B2

      تکیه دادن، لم دادن

      CEFR
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج ۳۰ سوال · رایگان · نتیجه فوری
      شروع تست

      In order to maintain proper posture during extended periods of study, students are advised to lean on the backrest of their chairs.

      برای حفظ وضعیت بدنی مناسب در طول دوره‌های طولانی مطالعه، به دانشجویان توصیه می‌شود که به پشتی صندلی‌های خود تکیه دهند.

      During the laboratory experiment, the researcher had to carefully lean on the workbench to steady the delicate apparatus.

      در طول آزمایش آزمایشگاهی، محقق مجبور بود با دقت به میز کار تکیه دهد تا دستگاه ظریف را ثابت نگه دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The architectural design incorporated sturdy pillars for the structure to lean on, ensuring its stability against natural forces.

      طراحی معماری شامل ستون‌های محکم برای تکیه دادن سازه بود که پایداری آن را در برابر نیروهای طبیعی تضمین می‌کرد.

      phrasal verb B2

      فشار آوردن، تحت‌فشار قرار دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      The recent economic downturn may lean on small businesses, forcing them to innovate or risk closure.

      رکود اقتصادی اخیر ممکن است به کسب‌وکارهای کوچک فشار بیاورد و آن‌ها را مجبور به نوآوری یا خطر تعطیلی کند.

      Universities often lean on their faculty members to secure research grants, which are crucial for funding academic projects.

      دانشگاه‌ها اغلب اعضای هیئت‌علمی خود تحت‌فشار قرار می‌دهند تا کمک‌هزینه‌های تحقیقاتی را تامین کنند، که برای تامین مالی پروژه‌های دانشگاهی حیاتی هستند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      During the industrial revolution, factory owners would often lean on their workforce to increase productivity, sometimes at the expense of worker welfare.

      در طول انقلاب صنعتی، صاحبان کارخانه اغلب به نیروی کار خود فشار می‌آوردند تا بهره‌وری را افزایش دهند، گاهی به قیمت رفاه کارگران.

      Scientists are beginning to lean on pharmaceutical companies to develop new antibiotics, as resistance to existing drugs becomes a growing concern.

      دانشمندان شروع به فشار آوردن به شرکت‌های داروسازی کرده‌اند تا آنتی‌بیوتیک‌های جدیدی تولید کنند؛ زیرا مقاومت به داروهای موجود به یک نگرانی فزاینده تبدیل شده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت lean on

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «lean on» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/lean-on

      لغات نزدیک lean on

      • - leal
      • - lean
      • - lean on
      • - lean-to
      • - leander
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت some و any چیست؟

      تفاوت some و any چیست؟

      تفاوت little و a little چیست؟

      تفاوت little و a little چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      strawberry tangelo ugli bilberry sugar apple rose-apple salmonberry damson breadfruit director bring rose tulip carnation peony تصرف کردن تهوع‌آور جامع و کامل جواب رد دادن حول‌وحوش خالی کردن خبره خط کشیدن خواب من سبک است خودآرایی کردن خودشیرینی کردن خوش گذشت دارم کار می کنم در حال رشد دست کم گیری
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.